درود مهمان گرامی! ثبت نام

این یک اطلاعیه همگانی است!

آمار انجمن
برترين سپاس شده ها
صلحاء 4
مهناز 2
مريم يكتا 1
saba80 0
npco 0
جديدترين کاربران
npco 5-10
nas_joon 4-27
kohanpishe 4-24
Rorara 3-23
roydaran1 3-7
بيشترين پاسخ ها
  حرف های خودما... 2528
  عکس روز 1083
  شعر 782
  ختم صلوات روز... 694
  اخبار 648
برترين ارسال کنندگان
asalkhatoon 18578
صلحاء 11629
مهناز 10955
آبجی مرجان 9249
اعظم بانو 4712
بيشترين بازديدها
  حرف های خودما... 466347
  عکس روز 281714
  بازي با كلمات... 274649
  اولين كلمه اي... 230872
  اخبار 188665
برترين اعتبارگيرنده ها
administrator 0
صلحاء 0
saba80 0
مهنا 0
سلاله 0
آخرين ارسال ها
موضوع تاريخ, زمان  نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  مشکل با موضوع رقص دخترم 5-2, 15:58 ناز بانو ناز بانو هر چه می خواه...
  پیشنهادات برای پر رونق شد... 12-7, 19:42 باران20 باران هر چه می خواه...
  خیرات اموات 12-7, 19:35 صلحاء باران هر چه می خواه...
  صیغه موقت 12-5, 19:00 باران باران هر چه می خواه...
  احكام كودك در هفته اول تو... 12-5, 18:23 صلحاء باران شیرخوارگی
  علت دعوای عروس و مادر شوه... 12-5, 18:09 صلحاء باران ایین همسرداری
  سیاست های زنانه 12-5, 17:58 صلحاء باران ایین همسرداری
  لباس عید 12-5, 15:26 yafa yafa بچه داری
  نرم افزار سایت ساز 11-9, 13:31 SaaRaa SaaRaa " ارائه نرم ا...
  حرف های خودمانی 10-25, 12:31 مهناز SaaRaa حرف های خودما...
  اوتمیل 10-10, 10:36 مهناز مهناز صبحانه و دسر


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خانواده ایرانی از نگاه مقام معظم رهبری
#1


در این بخش توصیه های معظم له را در خصوص ازدواج و حقوق خانواده قرار می دهم
[تصویر:  image.aspx]
پاسخ
#2
[h=3]ازدواج؛ ناموس طبیعت، دستور شریعت[/h]

اشاره
اینك لحظه*ی پر شكوه یك پیوند آسمانی از راه رسیده است.
دو رهرو جوان می خواهند بر اساس خواست و رضای خداوند، دست در دست هم، راه زندگی را به سوی هدف والای آن سیر كنند.
راستی! این چه میثاق عمیق و مهمی است!
طبع و غریزه، «زوج» می خواهد. روان پر تلاطم، «همسر» می طلبد. روح بی قرار، بدون«او» احساس نقصان و كمبود می كند. خداوند هر یك را بدون دیگری نمی*پسندد و پیامبر صلی*الله*علیه*وآله «ازدواج» را سنت خویش و راه رسیدن به رضای الهی و صیانت بخشیدن به نیمی از دین معرفی می*كند.
می خواهند بیشتر بدانند تا با هشیاری «بله» بگویند.
شنیدن از این «سید» چقدر مغتنم است.
خوشا بحالشان!



[تصویر:  li_star_1.gif] هدف زندگی
زندگی یك كاروان طولانی است كه منازل و مراحلی دارد، هدف والایی نیز دارد. هدف انسان در زندگی باید این باشد كه از وجود خود و موجودات پیرامونش برای تكامل معنوی و نفسانی استفاده نماید.
اصلاً ما برای این به دنیا آمده*ایم. ما در حالی وارد دنیا می شویم كه از خود اختیاری نداریم. كودكیم و تحت تأثیر هستیم، اما تدریجاً عقل ما رشد می كند و قدرت اختیار و انتخاب پیدا می*كنیم. این جا آن جایی است كه لازم است انسان درست بیندیشد و درست انتخاب كند و بر اساس این انتخاب حركت كند و به جلو برود.
اگر انسان این فرصت را مغتنم بشمرد و از این چند صباحی كه در این دنیا هست خوب استفاده كند و بتواند خودش را به كمال برساند، آن روزی كه از دنیا خارج می*شود، مثل كسی است كه از زندان خارج شده و از این جا زندگی حقیقی آغاز می*شود.[SUP]1[/SUP]

[تصویر:  li_star_1.gif] ازدواج، یك ارزش اسلامی
مطلب اصلی و اول، این است كه این ازدواجی كه خدای متعال سنت قرار داده و آفرینش هم آن را اقتضا می*كند، یكی از نعمتها و اسرار الهی و یكی از پدیده*های اجتناب*ناپذیر زندگی بشری است. می*شد كه خداوند در قوانین آسمانی، این موضوع را لازم، واجب و حتمی و مجاز كند و مردم را رها كند تا یكی یكی بروند و با هم ازدواج كنند، اما این كار را نكرده است. بلكه ازدواج را یك ارزش قرار داده، یعنی كسی كه ازدواج نمی*كند خود را از این ارزش محروم نموده است.[SUP]2[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] خداوند اصرار دارد
از نظر اسلام، تشكیل خانواده یك فریضه است. عملی است كه مرد و زن باید آن را به عنوان یك كار الهی و یك وظیفه انجام بدهند. اگر چه شرعاً در در زمره*ی واجبات ذكر نشده، اما به قدری تحریص و ترغیب شده است كه انسان می*فهمد خدای متعال بر این امر اصرار دارد، آن هم نه به عنوان یك كارگزاری، بلكه به عنوان یك حادثه*ی ماندگار و دارای تأثیر در زندگی و جامعه. لذا این همه بر پیوند میان زن و شوهر تحریص كرده و جدایی را مذمت نموده است.[SUP]3[/SUP]

[تصویر:  li_star_1.gif] خداوند از زن و مرد تنها خوشش نمی*آید
خدای متعال از زن و مرد تنها خوشش نمی*آید، مخصوصاً آنهایی كه جوانند و بار اولشان است. مخصوص جوانها هم نیست. خدای متعال از زندگی مشترك و مزدوج خوشش می*آید.[SUP]4[/SUP]
آدم تنها، مرد تنها و زن تنها كه همه*ی عمر را به تنهایی می*گذرانند، از دید اسلام یك چیز مطلوبی نیست مثل یك موجود بیگانه است در مجموعه پیكره*ی انسانی. اسلام این طور خواسته كه خانواده، سلول حقیقی مجموعه*ی پیكره*ی جامعه باشد نه فرد تنها.[SUP]5[/SUP]

[تصویر:  li_star_1.gif] سنت پیامبر: ازدواج به موقع
روایت معروفی داریم كه پیامبر [SUP](صلی الله علیه و آله)[/SUP] فرموده*اند: نكاح سنت من است. البته این سنت آفرینش است، سنت میان انسانها و همه اقوام و ادیان است. پس چرا فرموده*اند سنت من؟ چه اختصاصی وجود دارد؟ شاید از این جهت باشد كه اسلام بر این امر تأكید بیشتری ورزیده و این تأكید در ادیان الهی دیگر كمتر است. شما ملاحظه می كنید این تأكیدی كه اسلام بر ازدواج كرده در این مكاتب اجتماعی و فلسفه*های رایج اجتماعی و سیاستهای معمولی دنیا، وجود ندارد. اسلام اصرار دارد كه پسرها و دخترها در همان سنینی كه برای ازدواج آماده*اند ازدواج نمایند.[SUP]6[/SUP]
نكاح، علاوه بر یك تقاضای طبیعی، یك سنت دینی و اسلامی نیز هست. بنابراین خیلی آسان است كه كسی از طریق این اقدام و عمل كه طبیعت و نیاز او آن را ایجاب می*كند، ثواب هم ببرد؛ چون سنت است و به قصد ادای سنت پیامبر و اطاعت امر ایشان به این امر اقدام نماید.[SUP]7[/SUP]
ازدواج یك سنت طبیعی و الهی است. این را پیامبر [SUP](اكرم صلی الله علیه و آله) [/SUP]به سنت خودشان تعبیر می*كنند. معنایش این است كه در اسلام بر روی این مسئله تأكید ویژه*ای شده. چرا؟ به خاطر اهمیت این مسئله، به خاطر تأثیر عمیق تشكیل خانواده در تربیت انسان، در رشد فضایل، در ساخت و ساز انسان سالم از لحاظ عاطفی، رفتاری، روحی و تربیتهای بعدی.[SUP]8[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] ازدواج در حال شور و شوق
پیامبر اكرم اصرار داشتند جوانها زود ازدواج كنند –* چه دخترها و چه پسرها – البته با میل خوشان و اختیار خودشان، نه اینكه دیگران برایشان تصمیم بگیرند. ما هم باید در جامعه*ی خودمان این را رواج دهیم. جوانها در سنین مناسب،* وقتی از دوران جوانی خارج نشده*اند، در همان حال گرمی و شور و شوق، باید ازدواج كنند. این بر خلاف برداشت و تلقی خیلی از افراد است كه خیال می*كنند ازدواجهای دوران جوانی، ازدواجهای زودرس است و ماندگار نیست. درست برعكس است، این طور نیست. اگر درست صورت بگیرد، ازدواجهای بسیار ماندگار و خوبی هم خواهد بود و زن و شوهر در چنین خانواده*ای كاملاً با هم صمیمی خواهند بود.[SUP]9[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] ازدواج در آغاز احساس نیاز
اسلام اصرار دارد بر این كه این پدیده در اوان خود، هر چه زودتر، از آغاز احساس نیاز انجام گیرد. این هم از اختصاصات اسلام است، هر چه زودتر بهتر. زود كه می گوییم یعنی از همان وقتی كه دختر و پسر احساس نیاز می*كنند به داشتن همسر؛ هر چه این كار زودتر انجام بگیرد، بهتر است. علت چیست؟ علت این است كه اولاً بركات و خیراتی كه در امر ازدواج وجود دارد در وقت خود و زودتر از این كه زمان بگذرد و عمر تلف بشود، برای انسان حاصل خواهد شد. ثانیاً جلوی طغیانهای جنسی را می*گیرد. لذا می فرماید: «من تزوّج احرز نصف دینه»[1].طبق این روایت معلوم می*شود كه نصف تهدیدی كه انسان درباره*ی دین خود می*بیند از طرف طغیانهای جنسی است كه خیلی رقم بالایی است.[SUP]10[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] بركات و فواید ازدواج
فرصت ازدواج و آرام گرفتن در یك مجموعه*ی خانواده، یكی از فرصتهای مهم زندگی است. برای زن و مرد – هر دو – این یك وسیله*ی ارامش و آسایش روحی و وسیله*ی دلگرم شدن به تداوم فعالیت زندگی است. وسیله*ی تسلّی، وسیله*ی پیدا كردن یك غمخوارِ نزدیك كه برای انسان در طول زندگی لازم است قطع نظر از نیازهای طبیعی انسان كه نیازهای غریزی و جنسی می باشد، مسأله*ی تولید نسل و داشتن فرزند هم خود از دلخوشیهای بزرگ زندگی است.
پس می*بینید از هر دو طرف كه انسان نگاه می*كند، ازدواج یك امر مبارك و یك پدیده*ی بسیار مفید است. البته مهمترین فایده*ی ازدواج، مان تشكیل خانواده است و بقیه*ی مسائل، فرعی و درجه*ی دو و یا پشتوانه*ی این مسئله است؛ مثل تولید نسل یا ارضای غرایز بشری، اینها همه درجه دو است، درجه*ی اول همان تشكیل خانواده است.[SUP]11[/SUP]
بنای نسل بشری به ازدواج است. انتقال تمدنها و فرهنگها به ازدواج است. بقای استقلال جوامع – چه از لحاظ سیاسی و چه از جهات دیگر – به ازدواج است. بركات فراوانی بر ازدواج است.[SUP]12[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] شرایط كمالی ازدواج
در شرع آمده كه پیوند ازدواج را محكم نگهدارید. بعد هم شرایط زیادی برای ازدواج در همه*ی زمینه*ها معین كرده است. در زمینه*ی اخلاق و رفتار گفته: وقتی زن گرفتید، وقتی شوهر كردید، باید اخلاقتان را خوب كنید، باید همكاری كنید، باید گذشت كنید، باید محبت كنید، باید او را دوست بدارید و باید به او وفاداری كنید، اینها همه*اش احكام شرع است، اینها همه*اش دستورات است.[SUP]13[/SUP]
و البته از لحاظ شرایط مادی سهل*ترین است. آنچه كه در ازدواج مهم است، رعایتهای بشری و انسانی است. رعایتهای اخلاقی است كه دختر و پسر باید با همدیگر تا آخر عمرشان رعایت كنند و رعایت اصلی حفظ این پیوند است.[SUP]14[/SUP]
شرع مقدس اسلام در روابط اجتماعی، این امر انسانی را امضا كرده، اما شرایطی برای آن قرارداده است. یكی از شروط این است كه این امر انسانی از حالت رابطه*ی انسانی به یك معامله*ی تجاری و بده بستان مالی تبدیل نشود. این را شرع مقدس دوست نمی*دارد. البته این شرایط، شرایط كمالند نه صحت، اما واقعاً شرط*اند.[SUP]15[/SUP]

[تصویر:  li_star_1.gif] كُفوْ بودن از نظر اسلام
در شرع مقدس اسلام، آنچه كه معین شده است این است كه دختر و پسر باید كفو یكدیگر باشند. و عمده*ی مسأله در باب كفو، عبارت است از ایمان؛ یعنی هر دو مؤمن، هر دو دارای تقوی و پرهیزگاری و هر دو معتقد به مبانی الهی و اسلامی و عامل به آنها باشند، اینكه تأمین شد، بقیه*ی چیزها اهمیتی ندارد... وقتی تقوی و پاكدامنی و طهارت دختر و پسر معلوم شد، سایر چیزها را خدای متعال تأمین می فرماید.
در اسلام، ملاك این همكاری كه اسمش زوجیت است، عبارت است از دین و تقوی كه: «المؤمن كفو المؤمنة و المسلم كفو المسلمة»[2].این ملاك دینی است.
البته در این زمینه، هر كس در راه خدا جلوتر، پیشقدم*تر، فداكارتر، آگاه*تر و به درد بخورتر و برای بندگان خدا نافعتر باشد، این بالاتر و بهتر است؛ ممكن است زن در آن حد نباشد، ایرادی ندارد. زن ، خودش را به سمت او بكشاند. یا زن ممكن است بالا باشد، مرد بقدر او نباشد، پس مرد باید خود را به سمت او بكشاند.[SUP]16[/SUP]

[تصویر:  li_star_1.gif] هشیارِ عاقل یا مستِ غافل
یك وقت انسان ازدواج می*كند و می*گوید: پروردگارا من ازدواج می*كنم – یا روحیه*اش این است، حالا ولو به زبان هم نیاورد یا به ذهن هم نگذراند، با این روحیه – یك نیاز طبیعی خودم را برآورده می*كنم. این نیاز طبیعی هم فقط نیاز جنسی نیست، بلكه زن و مرد هر دو به این ازدواج، به این با هم زندگی كردن، با هم تشكیل یك خانواده دادن و یك جمع به وجود آوردن، احتیاج دارند. این هم یك نیاز است مثل نیازهای دیگری كه وجود دارد. می*گوید: پروردگارا من این نیاز را برآورده می*كنم، از تو هم متشكرم كه این امكان را در اختیار من گذاشتی، این اجازه را دادی، این وسیله را فراهم كردی، همسر خوبی برای من پیدا شد و بعد از این هم در زندگی جدید، در این وضع جدید، سعی می*كنم كه آن طور كه تو می*خواهی عمل كنم. این یك جور ازدواج كردن است. یك وقت هم نه، كسی كه ازدواج می*كند، نه قدر خدا را می*داند، نه قدر آن همسر را می*داند، نه قدر این فرصتی را كه برایشان پیش آمده می*داند. مثل آدم مست و غافل. این جور زندگی اگر هم پایدار بماند، شیرین نخواهد بود، همراه با انجام وظیفه نخواهد بود.[SUP]17[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] شُكر نعمت ازدواج
این مرحله از زندگی را كه وارد زندگی مزدوج می*شوید و تشكیل خانواده می*دهید، یكی از نعمتهای بزرگ الهی به حساب بیاورید و آن را شكر بگذارید. همه*ی آنچه كه ما داریم از خداست «ما بنا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللهِ»[3]، اما توجه به این نعمت خیلی اهمیت دارد. خیلی از نعم را انسان توجه ندارد. بعضیها ازدواج می*كنند همه نوع خوبی هم گیرشان می*آید، زندگی شیرین و خوبی را هم می*گذرانند ولی نمی*فهمند كه این چه نعمت بزرگی است، چه حادثه*ی تعیین كننده و مهمی در زندگی است. وقتی نفهمیدند، شكر آن را هم به جا نمی*آورند و از رحمت الهی كه با شكر متوجه انسان می*شود، محروم می*مانند. لذا باید انسان توجه كند به اینكه این چه نعمت بزرگی است و شكر این نعمت چگونه است؟ یك وقت انسان در شكر، فقط به زبان می*گوید كه خدایا شكر و در دل او خبری نمی*شود. این لقلقه*ی زبان است و ارزشی ندارد... اما یك وقت هست كه انسان در دلش حقیقتاً از خدای متعال، سپاسگزار و متشكر است. این خیلی ارزش دارد. می*فهمد كه خدای متعال نعمتی به او داده و حقیقتاً ابراز تشكر می*كند. این همان شكر خوب است. منتهی وقتی ما از خدای متعال متشكر شدیم، یك عملی، یك حركتی، یك موضعگیری هم بر اساس این تشكر لازم می*آید كه انجام دهیم. خیلی خوب، حالا كه خدای متعال این نعمت را به شما داده است، شما باید چكار كنید؟ هیچ توقع زیادی از ما نكرده اند... توقعی كه از ما در مقابل این نعمت دارند این است كه با این نعمت خوب رفتار كنیم... این رفتار خوب را در اسلام معین كرده*اند، كه همان اخلاق خانواده و حكمت خانواده است. اینكه در درون زندگی باید چگونه رفتار كرد كه این زندگی خوب باشد.[SUP]18[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] مال و جمال، یا كمال؟ كدام انگیزه؟
اگر چنانچه كسی به خاطر مال و جمال ازدواج كند، طبق روایت ممكن است خدای متعال مال و جمال را به او بدهد و ممكن هم هست كه ندهد. اما اگر چنانچه برای تقوا و عفاف قدم بگذارد و ازدواج بكند، خدای متعال به او مال هم خواهد داد،* جمال هم خواهد داد. ممكن است كسی بگوید جمال كه اعطا كردنی نیست؛ یك كسی یا جمال دارد یا ندارد! معنایش این است كه چون جمال در چشم شما و در دل شما و در نگاه شماست، اگر انسان كسی را كه خیلی جمیل هم نباشد، دوست داشت او را جمیل می*بیند. وقتی كسی را دوست نداشت هر چقدر هم جمیل باشد به نظر او جمیل نمی*آید.[SUP]19[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] روش اسلام بهتر است
هم در مسیحیت و هم در یهودیت و هم در ادیان دیگر، این انضباط {ازدواج} به شكلی دیگر البته هست. اسلام آنها را هم معتبر دانسته است. آنها را زن و شوهر دانسته است و فرزندان آنها را حلال زاده دانسته است.[SUP]20[/SUP]
نحوه و نوع ازدواج در اسلام، بهتر از ازدواج بقیه*ی ادیان و بقیه*ی ملل است. هم مقدماتش، هم اصلش و هم ادامه و استمرارش طبق مصلحت انسان گذاشته شده است. البته ازدواجهای بقیه*ی ادیان هم از نظر ما معتبر و محترم است، یعنی، همان عقدی كه یك مسیحی در كلیسا یا یك یهودی در كنیسه انجام می*دهد یا در هر قوم و ملتی، هر طوری انجام می*شود از نظر ما معتبر است و ما آن را برای خودشان باطل نمی*دانیم ولیكن این روشی كه اسلام معین كرده، بهتر است. برای مرد حقوقی، برای زن حقوقی، برای زندگی آدابی،* برای ازدواج روش و شیوه*ای معین كرده است. اصل هم این است كه خانواده بماند و خوشبخت باشد.[SUP]21[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] به همین آسانی!
در این عقدی كه ما می*خوانیم، در حقیقت دو طرف بیگانه از هم را با همین چند كلمه، با یكدیگر متصل و مرتبط می*كنیم،* بطوری كه از همه*ی عالم به هم، محرمتر و نزدیكتر و مهربانتر می*شوند.
ثانیاً؛ با این عقد یك سلول جدیدی در پیكره*ی اجتماع،* ایجاد می*كنیم كه این پیكره*ی اجتماع از سلولهای خانواده*ها تشكیل شده است.
ثالثاً شما دو نفر هستید،* یكی خانم و دیگری آقا كه هر كدام نیازهایی دارید به جنس مخالف. آن نیازها را با این چند كلمه عقد بر طرف می*كنیم.
این سه كار را ما انجام می*دهیم. این اول كار است و پایه*ی كار.
از این جا به بعدش به عهده*ی خود شماست.[SUP]22[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] مهمترین فایده
مسأله ازدواج و تشكیل خانواده در شرع مقدس امر بسیار مهمی است و فواید بسیاری هم دارد اما، مهمترین فایده و هدف ازدواج،* عبارتست از تشكیل خانواده. نفس این علقه*ی زوجیت و تشكیل یك واحد جدید، مایه*ی ارامش زن و مرد و مایه*ی كمال و اتمام شخصیت آنهاست. بدون آن هم زن و هم مرد ناقصند. همه*ی مسائل دیگر فرع این است. اگر این كانون سالم و پایدار شد، بر روی آینده و بر روی همین وضع فعلی جامعه تأثیر خواهد گذاشت.[SUP]23[/SUP]
ازدواج، در حقیقت دروازه*ی ورود به تشكیل خانواده است و تشكیل خانواده اساس همه*ی تربیتهای اجتماعی و انسانی است.[SUP]24[/SUP]
اصل در ازدواج عبارتست از پیوند زناشویی دختر و پسر و تشكیل خانواده. همین قدر كه دختر و پسر همدیگر را ببینند و عقد شرعی جاری بشود و اینها با هم زن و شوهر بشوند، یك كانون خانواده به وجود آمده و یك خانواده*ی جدیدی تشكیل شده است. شارع مقدس خانواده*ی مسلمان و سالم را دوست دارد. وقتی خانواده تشكیل شد، بركات زیادی در آن هست، نیازهای زن و شوهر تأمین می*شود، نسل بشری ادامه پیدا می*كند... اما اصل قضیه،، فرزند، زیبایی و ثروت نیست. اصل قضیه این است كه دو نفر با هم زندگی مشتركی را تشكیل می*دهند و این محیط باید یك محیط سالمی باشد.[SUP]25[/SUP]
نفسِ ایجاد كانون خانوادگی و یك كانون جدید، از همه چیز مهمتر است. اساس خلقت بشر چه زن و چه مرد،* این طوری است كه باید یك زن و مرد مجتمعاً یك واحدی را تشكیل بدهند، تا زندگی راحت، بی دغدغه و آماده برای جوابگویی به نیازهای بشر پیش برود. اگر این نشد، یك پایه مهم از زندگی لنگ است.[SUP]26[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif]
منابع:

1.خطبه*ی عقد مورخه*ی 18/11/1380
2. خطبه*ی عقد مورخه*ی 6/10/1372
3. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/12/1377
4. خطبه*ی عقد مورخه*ی 20/11/1375
5. خطبه*ی عقد مورخه*ی 5/10/1375
6. خطبه*ی عقد مورخه*ی 28/6/1379
7. خطبه*ی عقد مورخه*ی 9/11/1376
8.خطبه*ی عقد مورخه*ی 29/4/1379
9. خطبه*ی عقد مورخه*ی 23/12/1379
10. خطبه*ی عقد مورخه*ی 9/12/1380
11. خطبه*ی عقد مورخه*ی 9/12/1380
12. خطبه*یعقد مورخه*ی 26/1/1377
13. خطبه*ی عقد مورخه*ی 6/10/1372
14. خطبه*ی عقد مورخه*ی 6/10/1372
15. خطبه*ی عقد مورخه*ی 4/9/1375
16. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/6/1372
17. خطبه*ی عقد مورخه*ی 28/11/1378
18. خطبه*ی عقد مورخه*ی 29/3/1381
19. خطبه*ی عقد مورخه*ی 13/10/1377
20. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/5/1375
21. خطبه*ی عقد مورخه*ی 19/1/1377
22. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/12/1373
23. خطبه*ی عقد مورخه*ی 10/2/1376
24. خطبه*ی عقد مورخه*ی 18/5/1374
25. خطبه*ی عقد مورخه*ی 23/9/1373
26. خطبه*ی عقد مورخه*ی 16/5/1379



[1] بحارالانوار، ج100، ص219
[2] وسائل الشیعه، ج20، ص67.
[3] بحارالانوار، ج49، ص269.
[تصویر:  image.aspx]
پاسخ
#3
[h=3]كانون گرم خانواده[/h]


اشاره
اینك دختر و پسر عزیز جوان ما خوب می*دانند كه هدف اصلی در «ازدواج» و نتیجه*ی عالی این پیوند مقدّس «تشكیل خانواده» است.
در روزگار ما همه از خانواده می گویند و دغدغه*ی خانواده را دارند. جامعه شناسان اولین حلقه*ی شكل*گیری بنیان جامعه را خانواده می*دانند. روانشناسان ریشه*ی حالات روانی انسانها را در خانواده جستجو می*كنند. دانشمندان تربیت، نقطه*ی عزیمت تربیت را خانواده می*دانند و مصلحان اجتماعی هر نوع تحول صلاح گرایانه را منوط به خانواده می*دانند و...
به راستی خانواده چقدر اهمیت دارد؟
نظر اسلام در این باره چیست؟
چگونه می*توان شالوده*ی خانواده را محكم كرد؟
و...
شنیدن سخنان رهبر عزیز به عنوان یك دانشمند برجسته*ی اسلامی و متفكر زمان شناس در ترسیم جایگاه خانواده و نقشهای گوناگون آن برای جوانانی كه در آغاز تشكیل این نهاد پُر ارج هستند، راهگشاست:




[تصویر:  li_star_1.gif] كلمه*ی طیبه یا نهاد پاك
خانواده، كلمه*ای طیبه[1]است. كلمه*ی طیبه هم خاصیتش این است كه وقتی یك جایی به وجود آمد، مرتب از خود بركت و نیكی می*تراود و به پیرامون خودش نفوذ می*دهد. كلمه*ی طیبه همان چیزهایی است كه خدای متعال آن را با همان اساس صحیح به بشر اهدا كرده. اینها همه كلمه*ی طیبه است؛ چه معنویات و چه مادیات.[SUP]27[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] سلول اصلی پیكره*ی اجتماع
همچنان كه بدن انسان از سلولها تشكیل شده كه نابودی و فساد و بیماری سلولها بطور قهری و طبیعی، معنایش بیماری بدن است و اگر توسعه پیدا كند به جاهای خطرناكی برای كل بدن انسان منتهی می*شود، همین طور جامعه هم از سلولهایی تشكیل شده، كه این سلولها خانواده*اند. هر خانواده*ای یكی از سلولهای پیكره*ی اجتماع و بدنه*ی اجتماع است. وتی اینها سالم بودند، وقتی اینها رفتار درست داشتند، بدنه*ی جامعه، یعنی آن پیكره*ی جامعه سالم خواهد بود.[SUP]28[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] خانواده*ی سالم، جامعه*ی سالم
اگر در جامعه*ای خانواده مستحكم شد و زن و شوهر حقوق یكدیگر را رعایت كردند و با هم اخلاق خوش داشته و سازگاری نمودند و با همكاری هم مشكلات را بر طرف نموده و فرزندان را تربیت كردند، جامعه*ای كه این طور خانواده*ها را داشته باشد، به صلاح خواهد رسید و نجات پیدا خواهد كرد و اگر مصلحی در جامعه باشد می*تواند این طور جوامع را اصلاح نماید. اگر خانواده*ای نبود، بزرگترین مصلحین هم بیایند نمی*توانند جامعه را اصلاح كنند.[SUP]29[/SUP]
هر كشوری كه در آن بنیان خانواده مستحكم باشد، بسیاری از مشكلات آن كشور، بخصوص مشكلات اخلاقی و معنوی آن به بركت خانواده*ی سالم و مستحكم برطرف می*شود یا اصلاً بوجود نمی*آید.[SUP]30[/SUP]
این پیوند ازدواج و زناشویی، یكی از نعمات بزرگ الهی و یكی از اسرار آفرینش است و یكی از موجبات بقا و ماندگاری و صحت و صلاح جوامع است.[SUP]31[/SUP]
تشكیل خانواده اگر به شكل سالمی صورت بگیرد و اخلاق حاكم بر زوجین، صحیح و منطقی و منطبق با اصول شرع، با آنچه كه خداوند معین فرموده باشد، این پایه*ی اصلاح جامعه است و پایه*ی سعادت همه افراد جامعه است.[SUP]32[/SUP]
تشكیل بنای خانواده، یك نیاز اجتماعی است، اگر چنانچه در یك جامعه*ای، خانواده*ها درست بودند، سالم بودند، استحكام داشتند، تزلزل نداشتند، حدود و ثغور خانواده محفوظ بود، این جامعه می*تواند به خوبی اصلاح بشود.افرادش می*توانند رشد فكری پیدا كنند و از لحاظ روحی كاملاً سالم باشند، می*توانند انسانهایی بدون عقده باشند.[SUP]33[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] جامعه*ی بی*خانواده، خاستگاه مشكلات روانی
جامعه*ی بی*خانواده جامعه*ی آشفته*ای است، جامعه*ی نامطمئنی است.. جامعه*ای است كه در آن مواریث فرهنگی و فكری و عقاید نسلها به یكدیگر آسان منتقل نمی شود. جامعه*ای كه در آن تربیت انسان به راحتی و روانی صورت نمی*گیرد. اگر جامعه*ای خانواده نداشته باشد یا خانواده در آن متزلزل باشد. انسان در بهترین پرورشگاه*های خود پرورش پیدا نخواهد كرد.[SUP]34[/SUP]
خانواده كه نبود، نوجوان نیست،كودك نیست، انسان نیت، مرد و زن صالح نیست، اخلاق نیست، انتقال تجربیات مثبت و خوب و با ارزش نسل گذشته به نسل بعد نیست.[SUP]35[/SUP]
خانواده كه نبود، مركز تولید ایمان و دین باوری دیگر نیست.[SUP]36[/SUP]
جوامعی كه در آن خانواده سست و بی بنیاد است یا خانواده اصلاً تشكیل نمی*شود یا كم تشكیل می*شود، یا اگر تشكیل شد متزلزل است و در معرض نابودی و فناست. در این جوامع مشكلات روانی و عصبی بسیار بیشتر از آن جوامعی است كه در آنها خانواده*هایی مستقر هستند و زن و مرد به یك نقطه و كاونی متصلند.[SUP]37[/SUP]



[تصویر:  li_star_1.gif] نسلهای بی*حفاظ
خانواده بنیاد بسیار مهم و حایز اهمیتی است. فایده*ی خانواده در تربیت نسل بشر و ایجاد انسانهای سالم از لحاظ معنوی و فكری و روانی یك فایده*ی منحصر به فردی است. هیچ چیز جای خانواده را نمی گیرد...وقتی نظام خانواده وجود داشته باشد، این میلیاردها انسان، هر كدامشان دو مكمل و دو پرستار را نمی گیرد.[SUP]38[/SUP]
خانواده یك محیط امنی است كه در آن چه فرزندان و چه خود پدر و مادر می توا نند روح و فكر و ذهن خود را در این محیط امن و قابل اعتماد، سالم نگهدارند و رشد بدهند. وقتی خانواده سست شد، نسلهایی كه همین******************************************طور پشت سر هم می آیند، بی حفاظ اند.[SUP]39[/SUP]
انسان برای تربیت است؛ انسان برای هدایت و تعالی و كمال است. این نمی شود مگر در یك محیط امن؛ محیطی كه در آن عقیده به وجود نیاید، انسان اشباع بشود، درآن تعلیمات هر نسلی به نسل بعد منعكس بشود و از كودكی یك انسان تحت تعلیم صحیح، روان، طبیعی و فطریِ دو معلم كه نسبت به او از همه*ی انسانهای عالم مهربان*ترند یعنی پدر و مادر قرار بگیرد.[SUP]40[/SUP]
اگر خانواده******ای در جامعه نباشد، همه تربیتهای بشری و همه نیازهای روحی انسانها ناكام خواهد ماند زیرا طبیعت و ساخت بشری این كونه است كه جز در آغوش خانواده دو در محیط خانواده و در آغوش پدر و مادر آن تربیت سالم و كامل و بی عیب و بی عقده وآن بالندگیِ لازم روحی و عاطفی، صحیح وسالم و كامل بار خواهد آمد كه در خانواده بار بیاید و در خانواده تربیت شود. اكر محیط زندگی آرام ومناسبی در خانواده حكم فرما باشد، می*توان خاطر جمع شد كه فرزندان از لحاظ ساختار عاطفی و روانی سالم هستند.[SUP]41[/SUP]
در خانواده، سه دسته انسان اصلاح می شوند، یكی مرد*ها كه پدران این خانواده هستند، یكی زنها كه مادران این خانواده**اند و دیگر كودكان كه نسل بعدی این جامعه هستند.[SUP]42[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] مختصّات خانواده*ی خوب
خانواده*ی خوب یعنی، زن و شوهری كه با هم مهربان باشند، با وفا و صمیمی باشند و به یكدیگر محبت و عشق بورزند، رعایت همدیگر را بكنند، مصالح همدیگر را گرامی و مهم بدارند، این در درجه اول.
بعد، اولادی كه در آن خانواده به وجود می*آید، نسبت به او احساس مسئولیت كنند، بخواهند او را از لحاظ مادی و معنوی سالم بزرگ كنند. بخواهند از لحاظ مادی و معنوی او را به سلامت برسانند، چیزهایی به او یاد بدهند؛ به چیزهایی او را وادار كنند، از چیزهایی او را بازدارند و صفات خوبی را در او تزریق كنند. یك چنین خانواده*ای اساس همه اصلاحات واقعی در یك كشور است. چون انسانها در چنین خانواده*ای خوب تربیت می*شوند، با صفات خوب بزرگ می*شوند. با شجاعت، با استقلال عقل، با فكر، با احساس مسئولیت، با احساس محبت، با جرئت، جرئت تصمیم گیری، با خیرخواهی - نه بدخواهی – با نجابت، خب وقتی مردم جامعه*ای این خصوصیات را داشته باشد، این جامعه دیگر روی بدبختی را نخواهد دید.[SUP]43[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] خانواده*ی سالم، انتقال فرهنگ
انتقال فرهنگها و تمدنها و حفظ اصول و عناصر اصلی یك تمدن و یك فرهنگ در یك جامعه و انتقالش به نسلهای پی*درپی، *به بركت خانواده انجام می*گیرد.[SUP]44[/SUP]
اساس ازدواج و مهمترین مصلحت ازدواج، عبارتست از تشكیل خانواده. علت هم این است كه اگر خانواده سالمی در یك جامعه*ای وجود داشته باشد، آن جامعه سالم خواهد شد و مواریث فرهنگی خودش را به صورت صحیح منتقل خواهد كرد. در آن جامعه تربیت كودكان به بهترین وجه صورت می*پذیرد. لذاست كه در آن كشورها و جوامعی كه خانواده دچار اختلال می*شود معمولاً اختلالات فرهنگی – اخلاقی به وجود می*آید.[SUP]45[/SUP]
اگر نسلها بخواهند فرآورده*های ذهنی و فكری خود را به نسلهای بعدی منتقل كنند و جامعه از گذشته خودش بخواهد سود ببرد، این فقط با خانواده ممكن است. در محیط خانواده است كه اول بار همه*ی هویت و شخصیت یك انسان بر اساس فرهنگ آن جامعه شكل می*گیرد و این پدر و مادرند كه به طور غیر*مستقیم و بدون اینكه خود آنهاتصنعی به كار ببرند، به طور طبیعی محتوای ذهن و فكر و عمل و معلومات و اعتقادات و مقدسات و اینها را به نسل بعدی منتقل می*كنند.[SUP]46[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] خانواده*ی سالم، آرامش افراد
نگرش اسلام به خانواده، نگرشی درست، نگرشی اصیل و یك نگاه همراه با اهتمام است كه خانواده اصل قرار داده شده و به هم زدن بنیان خانواده یا آشفته نمودن آن جزء بدترین كارهاست.[SUP]47[/SUP]
خانواده در اسلام یعنی محل سكونت دو انسان، محل آرامش روانی دو انسان، محل انس دو انسان با یكدیگر، محل تكامل یك نفر به وسیله*ی یك نفر دیگر، آن جایی كه انسان در آن صفا میابد، راحتی روانی میابد، این محیط خانواده است. كانون خانواده در اسلام این قدر اهمیت دارد.[SUP]48[/SUP]
اسلام در بیان قرآن، در چند جا، این آفرینش زن و مرد و هم زیستی اینها و در نهایت زوجیّت آنها را برای آرامش و سكن برای زن و مرد شناخته است.[SUP]49[/SUP]
در قرآن ، آیه «وجعل منها زوجها لیسكن الیها»[2] آمده است. دو جا در قرآن، تعبیر سكن- تا آن جایی كه من یادم هست- وجود دارد.[3] خدای متعال، زوج آدمی را از جنس او قرار داد، زوج زن را، زوج مرد را از جنس خود او قرار داده، «لیسكن الیها» تا اینكه آدمی بتواند – چه مرد و چه زن – در كنار شوهر یا همسر، احساس آرامش كند.[SUP]50[/SUP]
این آرامش، سكونت و نجات از تلاطمهای روحی و اضطرابهای زندگی است. میدان زندگی، میدان مبارزه است و انسان در او دائماً در معرض نوعی اضطراب است، این بسیار چیز مهمی است. اگر این آرامش و سكونت به نحو صحیحی تحقق پیدا كند، زندگی سعادتمندانه می*شود، زن خوشبخت می*شود، بچه*هایی كه در این خانه متولد می*شوند و پرورش می*یابند، بدون عقده رشد خواهند یافت و خوشبخت خواهند شد. یعنی از این جهت، زمینه برای خوشبختی همه اینها فراهم است.[SUP]51[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] انسان كه ماشین نیست!
وقتی كه زن و شوهر در پایان كار روزانه یا در وسط روز بهم می*رسند، و همدیگر را می*بینند، هر دو از هم توقع دارند كه توانسته باشند محیط را شاد، سرزنده، قابل زیست و رفع كننده*ی خستگی ساخته باشند. این توقع بجایی است. اگر چنانچه بتوانید این كار را بكنید، زندگی شیرین می*شود.[SUP]52[/SUP]
انسان در تلاطمهای زندگی كه ناشی از برخوردهای ناگزیر است، به دنبال یك فرصت می*گردد تا به آن پناه برد. اگر یك زوج باشند،در این تلاطمها به یكدیگر پناه می*برند، زن به شوهرش پناه می*برد و شوهر هم به زنش پناه می*برد. مرد در كشاكش زندگی مردانه خود، احتیاج به یك لحظه*ی آرامشی دارد تا بتواند راه را ادامه بدهد. آن لحظه*ی آرامش كِی است؟ همان وقتی است كه او در محیط سرشار از محبت و عطوفت خانوادگی خودش قرار می*گیرد. با همسر خودش كه به او عشق می*ورزد، با اوست، در كنار اوست و با او احساس یگانگی می*كند. وقتی با همسر خود مواجه می*شود، این همان لحظه آسایش و آرامش است.[SUP]53[/SUP]
زن هم در كشاكش زندگی زنانه خود، با بحرانها و با تلاطمهایی مواجه می*شود. چه در محیط بیرون از خانه مشغول تلاش و فعالیت و كارهای گوناگون سیاسی، اجتماعی و... باشد یا در داخل خانه مشغول باشد كه زحمت و اهمیتش كمتر از كار بیرون نیست. حالا زن در این كشاكش به تلاطمهایی برخورد می*كند و چون روح او ظریفتر است، بیستر به آرامش، به آسایش، به تكیه كردن به یك شخص مطمئن احتیاج دارد. او كیست؟ او شوهر است.[SUP]54[/SUP]
انسان كه ماشین نیست، انسان روح است، انسان معنویت است، انسان عواطف و احساسات است. حالا می*خواهد آرامش پیدا كند. این آرامش كجاست؟ محیط خانواده است.[SUP]55[/SUP]
محیط خانواده، محیط آرامش است باید محیط آرامش باشد. این عاطفه *ای كه در زن و مرد نسبت به هم وجود دارد، به این آرامش درونی كمك می*كند. این سكونت، این آرامش، به معنای آرامش در مقابل حركت نیست، حركت خوب است؛ این به معنای آرامش در مقابل تلاطم است. انسان گاهی در زندگی*اش دچار تلاطم می*شود. همسر، یك آرامشی به انسان می*دهد كه متلاطم نباشد. این در صورتی است كه فضای خانه، فضای متلاطمی نباشد.[SUP]56[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] خانواده*ی آرامتر با بهره*وری بیشتر
هر انسانی – هم زن و هم مرد – در طول زندگی، در شبانه روز مشكلاتی دارد و با پیش*آمدها و حوادثی مواجه است. این حوادث اعصاب را می*كوبد و خسته می*كند. انسانها را دچار ناآرامی و سرسیمگی می*كند. وقتی وارد محیط خانو.اده شد، این محیط امن و امان به او تجدید قوا می*بخشد. او را آماده*ی یك روز دیگر و یك شبانه روز دیگر می*كند. خانواده برای تنظیم زندگی انسان خیلی مهم است. البته خانواده باید خوب اداره بشود، باید سالم اداره بشود.[SUP]57[/SUP]
این بهره*ای كه مرد و زن از این خانواده*ی آرام می*برند، بهره*ی كاری آنها را در بیرون خانواده بالا می*برد، به آن اهمیت و ارزش می*دهد، آن را باارزش و با كیفیت می*كند.[SUP]58[/SUP]
فرصت ازدواج و آرام گرفتن در یك مجموعه*ی خانواده،*یكی از فرصتهای مهم زندگی برای مرد و زن است. این یك وسیله*ی آسایش، آرامش روحی، وسیله*ی دلگرم شدن به تداوم فعالیت زندگی است، وسیله*ی تسلی، وسیله*ی پیدا كردن یك غمخوار نزدیك است، كه برای انسان در طول زندگی بسیار لازم است.[SUP]59[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] فرصتی برای تجدید قوا
در داخل خانواده است كه مرد و زن – كه زوجین هستند – می*توانند تجدید قوا كنند، می*توانند همت خودشان را برای ادامه راه آماده كنند. می*دانید كه زندگی یك مبارزه است، كل زندگی عبارتست از یك مبارزه*ی بلند مدت،مبارزه با عوامل طبیعی، مبارزه با موانع اجتماعی، مبارزه با درون خود انسان كه مبارزه*ی با نفس است. دائم انسان در حال مبارزه است. بدن انسان هم در حال مبارزه است. جسم انسان هم دائم دارد با عوامل مضر مبارزه می*كند، قدرت این مبارزه وقتی در جسم باشد، جسم سالم است. در انسان، این مبارزه باید صحیح، منطقی، در جهت درست، با رفتارهای صحیح و با ابزارهای درست باشد.
این مبارزه گاهی یك استراحت و یك باراندازی لازم دارد. این یك سفر و یك حركت است. این نقطه*ی استراحت، داخل خانواده است.[SUP]60[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] احترام به قرارداد زناشویی
خانواده یك قرارداد است، یك امر طبیعی نیست كه دو چیز را به هم وصل كرده باشند. نه! یك قرارداد است. یك امر اعتباری است. ماندن او بسته به این است كه طرفین قضیه و جامعه و قانون آن را محترم بشمارند. اگر به آن بی*اعتنایی كردند، باقی نمی*ماند.[SUP]61[/SUP]



[تصویر:  li_star_1.gif] غریزه*ی جنسی، نیاز متقابل
اسلام همین غریزه*ی جنسی را پشتوانه*ی بنای خانواده قرار داده است، یعنی، وسیله*ی استحكام خانواده قرار داده است. یعنی چه؟ یعنی وقتی زن و مرد عفیف*اند و متدین و خداترس*اند و طبق دستور اسلام از گناه در باب غریزه*ی جنسی اجتناب می*كنند، طبعاً نیاز زن و مرد به یكدیگر در این مورد بیشتر خواهد شد. وقتی به هم زیادتر احتیاج داشتند، این بنای خانواده كه پایه اصلی*اش زن و مرد است، مستحكم*تر خواهد شد.[SUP]62[/SUP]
اسلام می*خواهد این پشتوانه را از خانواده نگیرد. اسلام می*خواهد این انسانها بیرون از محیط خانواده این غریزه را اشباع نكنند، تا نسبت به خانواده بی*قید و بی*اعتنا و لاابالی بشوند، لذاست كه جلوی راه را سد می*كند.[SUP]63[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] تدیّن؛ رمز مانایی خانواده
در بنا و تشكیل خانواده و در حفظ خانواده، باید این احكام اسلامی را رعایت كرد تا خانواده باقی بماند. لذا شما در خانواده*های متدین كه زن و شوهر به این حدود اهمیت می*دهند می*بینید كه سالهای متمادی با هم زندگی می*كنند. محبّت زن و شوهر به یكدیگر باقی می*ماند و جداییشان از هم سخت است و دل در گرو محبت یكدیگر دارند. این حسن و این محبتهاست كه بنای خانواده را ماندگار می*كند و لذا اسلام به این چیزها اهمیت داده است.[SUP]64[/SUP]
اگر روشهای اسلامی رواج پیدا كند، خانواده ها مستحكم خواهد شد. همچنانكه در گذشته های ما – نه در دوران منحوس پهلوی – آن وقتهایی كه هنوز ایمان مردم سالمتر و كاملتر و دست نخورده*تر بود، در زمان قدیم. خانواده مستحمكتر بود.زن و شوهر به هم علاقه*مندتر بودند، فرزندان در محیطهای امن و امان بیشتری پرورش پیدا می*كردند. حالا هم راه همین است. آن خانادهای كه جهات اسلامی را رعایت می*كنند، اینها غالباً خانواده*هایی محكم*تر، بهتر، قوی*تر و محیط امن تری برای فرزندان و كودكان خواهند بود.[SUP]65[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] نقش زن و شوهر
دختر و پسر باید سعی كنند این پیوند را پاسداری كنند. وظیفه*ی ی آنها هم نیست كه بگوییم هر كاری یكی كرد دیگری تحمل كند.نه، باید هر دو به هم كمك كنند تا این كار صورت گیرد.[SUP]66[/SUP]
نمی*شود بگوییم شوهر سهم بیشتری دارد یا زن سهم بیشتری دارد، نه، هر دو در حفظ این بنیان و در حفظ این اجتماع دو نفره، كه بعدها به تدریج زیاد می*شود، نقش دارند.[SUP]76[/SUP]
از هر چیزی كه محیط خانواده را متشنج و دچار افسردگی و هیجانهای بی*مورد نماید، اجتناب كنید. هم زن و هم مرد بنا را بر سلزش و همزیستی و همراههی بگذراند. آنچه در خانواده خیرات وجود دارد، مال زن و شوهر است و در نهایت مال فرزندان است، مال یك طرف نیست. اگر خدای ناكرده در محیط خانواده بی*محبّتی و عدم اطمینان و صمیمیت باشد، رنجش مال هر دو طرف است.[SUP]68[/SUP]
در استحكام بنیان خانواده، خود زن و شوهر بیشترین نقش را دارند. با گذشت خودشان، با همكاری خود، با مهربانی و محبّت و اخلاق خوب خودشان – كه از همه مهمتر هم محبّت است – می*توانند این برا ماندگار و این سازگاری را همیشگی بكنند.[SUP]69[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] خانواده در جوامع اسلامی
در محیط اسلامی، زن و شوهر با هم*اند، در مقابل هم مسئول*اند، در مقابل فرزندان مسئول*اند در مقابل محیط خانواده مسئول*اند. ببینید از نظر اسلام خانواده این قدر مهم است.[SUP]70[/SUP]
در محیطهای اسلامی، خانواده آنچنان مستحكم است كه گاهی دو نسل هم می*گذرد و می*بینید پدربزرگ و پدر و نوه در یك خانه دارند با هم زندگی می*كنند. این چقدر ارزش دارد؟ نه اینها از آنها سیر می*شوند، نه آنها با اینها بد می*شوند. همه به كمك هم می*آیند.[SUP]71[/SUP]
در جوامع اسلامی، یعنی جوامع متدین و مذهبی، مشاهده می*كنیم كه دو نفر آدم مدت طولانی با هم زندگی می*كنند و اصلاً از هم سیر نمی*شوند، بلكه دلبستگی شان به هم بیشتر می*شود، انس و محبت و وفایشان به همدیگر بیشتر می*شود، لین همان خاصیت تدین و دینداری و مذهبی بودن و جهات خدایی را رعایت كردن است.[SUP]72[/SUP]
در اسلام و در فرهنگ اسلامی، خانواده با دوام است. توی خانواده پدربزرگها و مادربزرگها و پدر و مادر هستند، نوه ها و نتیجه هایشان را می*بینند... سنتها را به هم منتقل می*كنند. نسل گذشته مواریث خودش را به نسل بعد تحویل می*دهد. بریده و بی*ریشه و تنها و بی*عاطفه بار نمی*آیند.[SUP]73[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] خانواده*ی ایرانی، الگوی جهانی
بحمدالله،*در كشور ما و در بسیاری از جوامع شرقی، بخصوص جوامع اسلامی، هنوز كمربند خانواده محفوظ است. آن پیوند خانوادگی، بحمدالله هست. آن صمیمیت و صفا و محبت هست. زن دلش برای مرد خود می*طپد،*یكدیگر را از اعماق دل دوست دارند و زندگی صمیمی دارند. در جاهای دیگر این چیزها خیلی كم است. در كشورهای ما بخصوص در ایران، این زیاد است. این را تأمین كنید.[SUP]74[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif]
منابع:

27. خطبه*ی عقد مورخه*ی 15/12/1379
28. خطبه*ی عقد مورخه*ی 8/3/1381
29. خطبه*ی عقد مورخه*ی 14/6/1372
30. خطبه*ی عقد مورخه*ی 2/9/1376
31. خطبه*ی عقد مورخه*ی 23/12/1379
32. خطبه*ی عقد مورخه*ی 8/3/1381
33. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/5/1374
34. خطبه*ی عقد مورخه*ی 29/10/1377
35. خطبه*ی عقد مورخه*ی 30/3/1379
36. خطبه*ی عقد مورخه*ی 12/11/1372
37. خطبه*ی عقد مورخه*ی 21/12/1379
38. خطبه*ی عقد مورخه*ی 4/10/1381
39. خطبه*ی عقد مورخه*ی 18/12/1376
40. خطبه*ی عقد مورخه*ی 20/5/1376
41. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/5/1374
42. خطبه عقد مورخه*ی 19/2/1374
43. خطبه*ی عقد مورخه*ی 12/9/1377
44. خطبه*ی عقد مورخه*ی 26/1/1377
45. خطبه*ی عقد مورخه*ی 16/1/1378
46. خطبه*ی عقد مورخه*ی 15/10/1379
47. خطبه*ی عقد مورخه*ی 15/10/1379
48. خطبه*ی عقد مورخه*ی 4/10/1374
49. خطبه*ی عقد مورخه*ی 6/9/1376
50. خطبه*ی عقد مورخه*ی 5/10/1375
51. خطبه*ی عقد مورخه 31/4/1376
52. خطبه*ی عقد مورخه*ی 24/1/1378
53. خطبه*ی عقد مورخه*ی 6/6/1381
54. خطبه*ی عقد مورخه*ی 6/6/1381
55. خطبه*ی عقد مورخه*ی 16/11/1379
56. خطبه عقد مورخه*ی 8/3/1381
57. خطبه*ی عقد مورخه*ی 29/10/1377
58. خطبه*ی عقد مورخه*ی 15/12/1379
59. خطبه*ی عقد مورخه*ی 9/12/1380
60. خطبه*ی عقد مورخه*ی 8/3/1381
61. خطبه*ی عقد مورخه*ی 19/1/1377
62. خطبه*ی عقد مورخه*ی 9/12/1380
63. خطبه*ی عقد مورخه*ی 18/12/1376
64. خطبه*ی عقد مورخه*ی 23/12/1379
65. خطبه*ی عقد مورخه*ی 15/1/1378
66. خطبه*ی عقد مورخه*ی 30/7/1376
67. خطبه*ی عقد مورخه*ی 16/5/1379
68. خطبه*ی عقد مورخه*ی 6/9/1376
69. خطبه*ی عقد مورخه*ی 17/11/1379
70. خطبه*ی عقد مورخه*ی 18/6/1376
71. خطبه*ی عقد مورخه*ی 20/10/1372
72. خطبه*ی عقد مورخه*ی 2/1/1380
73. خطبه*ی عقد مورخه*ی 24/5/1374
74. خطبه*ی عقد مورخه*ی 31/4/1376




[1] اشاره به آیه*ی كریمه*ی: ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَیِبَةً كَشَجَرَ*ةٍ طَیِبَةٍ... سوره*ی ابراهیم، آیه*ی24.
[2] سوره*ی اعراف، آیه*ی 189.
[3] و من آیاته أن خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا الیها... سوره*ی روم، آیه*ی 21.
[تصویر:  image.aspx]
پاسخ
#4
[h=3]غروب عشق و قحطی عاطفه در غرب[/h]

اشاره
برای تقویت حسّ قدرشناسی و سپاسگزاری نسبت به آن چه داریم، یك راه میان*بَر وجود دارد و آن دیدن حال و روز كسانی است كه از آن بی*بهره و یا كم بهره*اند.
برای پاسداشت نعمت بزرگی كه هنوز از آن بهره*مندیم، خوب است نیم نگاهی داشته باشیم به جوامعی كه به این نعمت ممتاز خداوندی با عناوینی گوش*نواز و دل فریب چوب حراج زدند و امروز تازیانه*ی عذاب این گناه كبیره بر سر و روی افسرده شان نواخته می*شود، « غرب» را می*گویم! یعنی همان سرزمین تاریكی كه مدّتها است خورشید عشق از آسمان زندگی مردمانش غروب كرده است، و تمنّای یك جرعه عاطفه را در چشمان كم فروغشان می*توان دید. بحران خانواده، طوفان خشم الهی است كه طومار خوشبختی مردمان این غربتكده را در هم می*پیچید. دلمان برایشان می*سوزد. كاش می*شد برایشان كاری كرد. امّا خیلی دیر شده است. بهتر است به فكر خودمان باشیم و از حال كسانی كه حرمت خانواده را شكستند و با طوفان شیطانی شهوت مهار نشده تار و پود سعادت خود را گسستند، عبرت بگیریم. آنها به ما حسودی می*كنند. از حسودی باید ترسید. از حسود باید به خداوند پناهنده شد: « و من شر حاسدٍ اذا حسد»
[1] .
دیدن عمق فاجعه آسان نیست. هنر غربیان در بَزَك كردن و سانسور و پوشش نامرئی پشت صحنه زندگی تباهشان زبانزد است.
نگاهی عمیق می*خواهد و دیده*وری ژرف نگر تا از عمق فاجعه پرده بردارد! چه كسی بهتر از « آقا»ی عزیزمان!




[تصویر:  li_star_1.gif] نسل بی*هویّت
امروز آنچه در كشورهای غربی مشاهده می*شود عبارت است از نسلهای بی*هویت، نسلهای در مانده و سرگشته، پدر و مادرهایی كه از فرزندانشان ساها خبر ندارند؛ در یك شهر هم زندگی می*كنند چه برسد به اینكه در شهر دیگری باشند. خانواده*های متلاشی شده، انسانهای تنها.... .[SUP]75[/SUP]
در كشورهای اروپایی و آمریكایی... از زنهای بی*شوهر، مردهای بی*زن، آمارهای بسیار بالا وجود دارد كه تبعاً بچه*های بی*پدر و مادر، بچه*های ولگرد، بچه*های جنایتكار حاصل آن است، در آن جا فضا، فضای جنایت است. همین حرفهایی كه در خبرها می*شنوید: یك بچه ناگهان در مدرسه، خیابان، توی قطار قتل انجام می*دهد، تعدادی را می*كشد. یكبار و دوبار و یكی دو تا هم نیست. همین طور سطح جنایتكارها از لحاظ سنّی دارد پایین می*آید. جوانهای بیست ساله بودند، شدند جوانهای شانزده ساله- هفده ساله، حالا بچه*های سیزده- چهارده ساله در آمریكا جنایت می**كنند. راحت آدم می*كشند. این جامعه وقتی به این جا می*رسد، دیگر تقریباً غیر قابل جمع كردن است.[SUP]76[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] گناه كبیره*ی غرب
یكی از مشكلات دنیای غرب كه به تدریج پایه*های تمدن غرب را مثل موریانه می*خورد و علیرغم پیشرفتهای صنعتی و علمی*اش مشرف به سقوط و هلاكت است – البته در بلند مدت – همین قضیه*ی بی*توجهی به خانواده است. نتوانستند خانواده را حفظ كنند. در غرب، خانواده، غریب، مورد بی*اعتنایی و تحقیر شده است.[SUP]77[/SUP]
یكی از گناهان كبیرهء تمدن غرب نسبت به بشریت، این است كه ازدواج را در چشم مردم سبك كرد. تشكیل خانواده را كوچك كرد. مثل لباس كه عوض می*كنند... قضیه*ی زن و شوهری را این طور كردند.[SUP]78[/SUP]
آن كشورهایی كه در آن خانواده دارد ضایع می*شود، در واقع پایه*های مدنیّت آنها دارد می*لرزد و نهایتاً فروخواهد ریخت.[SUP]79[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] نه اُنسی، نه همسری، ...
در دنیای غرب با اینكه بسیاری از آنها از علم و ثروت و سیاستهای قوی در صدر حكومتها برخوردار هستند، لیكن زندگی آحاد مردم در مقیاس خانواده، زندگی بسیار رقّت باری است. این اجتماعات فامیلی، اینكه بزرگترهای فامیل دور هم جمع شوند، به هم محبّت ورزند، با هم تبادل عاطفی داشته باشند، به هم كمك كنند، به هم برسند، همدیگر را از خود بدانند، برادر با برادر، خانواده*ها با هم یگانه و یكی باشند، این طور چیزهایی كه الآن بین ماها رایج و معمولی است، در غرب از این چیزها خبری نیست. چقدر زنها تنها زندگی می*كنند. زنی كه تنهاست، از خانواده بریده و توی یك آپارتمان زندگی می*كند. شب برمی*گردد توی خانه تنهاست، صبح برمی*خیزد تنهاست. نه انسی، نه همسری، نه فرزندی، نه نوه*ای، نه خویشاوندی كه با او گرم بگیرد. انسانها در آن محیط اجتماعی، تك زندگی می*كنند. غالباً تنها هستند. چرا؟ چون محیط خانوادگی در آن جوامع فراموش شده است.[SUP]80[/SUP]
امروز متأسفانه در غرب، انسان مشاهده می*كند كه كم*كم كانونهای خانواده یكی پس از دیگری دارد از هم می*پاشد و از بین می*رود. آثارش هم همین بی*هویّتیِ فرهنگی و فسادی است كه امروز دچارش شده*اند. روز به روز هم دارد بیشتر می*شود و بقایای آنچه را كه داشته*اند دارد از بین می*رود.[SUP]81[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] آزادی جنسی، فروپاشی خانواده
در دنیای غرب و بخصوص در آمریكا و بعضی از كشورهای اروپای شمالی معروف است كه بنیان خانواده خیلی متزلزل است. چرا؟ علت این است كه در آن جاها آزادی جنسی و بی*بند و باری جنسی زیادتر است. وقتی بی*عفتی رایج شد، یعنی مرد و زن این نیاز غریزی را در جایی دیگر غیر از خانواده، غیر از كانون خانواده، تأمین كردند، این كانون خانواده در واقع یك چیز بی*معناست: یك چیز تحمیلی و تشریفاتی است. لذا از نظر عاطفی از هم جدا می*شوند. حالا ظاهراً جدایی بینشان نیست اما به هم علاقه و دلبستگی ندارند.[SUP]82[/SUP]
اگر انسانها رها بودند كه غریزه*ی جنسی را هر طور می*خواهند اشباع كنند، یا خانواده تشكیل نمی*شد یا یك چیز سُست و پوچ و تهدید پذیر و ویرانی*پذیری می*شد و هر نسیمی آن را به هم می*زد. لذا در هر جای دنیا كه می*بینید آزادیهای جنسی هست، به همان نسبت خانواده ضعیف است؛ چون مرد و زن برای اشباع این غریزه، احتیاجی به این كانون ندارند. اما در آن جاهایی كه دین حاكم است و آزادی جنسی نیست، همه چیز برای مرد و زن هست، لذا این كانون خانواده حفظ و نگهداشته می*شود.[SUP]83[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] عشق مصنوعی
در بعضی از كشورهای دنیا كه پیشرفت علم و تمدن هم خیلی سریع است، زندگی بر آنها این طور تحمیل كرده كه اعضای خانواده به هم چندان كاری ندارند. پدر یك جا مشغول، مادر یك جا مشغول؛ نه همدیگر را می*بینند، نه برای هم غذا می*پزند، نه برای هم محبّتی و عاطفه*ای نثار می*كنند، نه از هم دلجویی می*كنند، نه با هم كار واقعی دارند. آن وقت برای اینكه به سفارش روانشناسانِ امور كودكان عمل كرده باشند، با هم قرار می*گذارند یك ساعت معینی را، پدر و مادر بیایند خانه و یك محفل خانوادگی داشته باشند. برای اینكه بتوانند این اجتماع خانوادگی را كه در یك خانواده*ی سالم به طور طبیعی وجود دارد، اینها به صورت تصنع برای خود به وجود بیاورند. آن وقت این خانم یا آقا مرتب ساعتش را نگاه می*كند كه ببیند این ساعت كی تمام می*شود، چون مثلاً ساعت 6 یك جای دیگر قرار دارد. این طوری محفل خانوادگی درست نمی*شود و بچه*ها هم احساس اُنس نمی*كنند.[SUP]84[/SUP]
خانواده*ها، آن*جا گرم نیستند. خانواده اصلاً آن*جا واقعیّت ندارند. یك مرد و زن باهم توی یك فضایی زندگی می*كنند اما از هم جدایند. آن نشست و برخاستهای خانوادگی، آن محبتهای خانوادگی، آن اُنسهای فراوان به هم، اینكه مرد خودش را محتاج به زنش ببیند و زن خودش را محتاج شوهرش ببیند، اینها دیگر نیست. دو نفرند به صورت قراردادی كه فقط در یك خانه*ای زندگی می*كنند. اسمش هم هست كه با عشق شروع می*شود![SUP]85[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] پیامدهای ازدواج به سبك غربی
در جوامع غربی جوانها، دوره*ی نشاطِ جوانی و تُندی احساسات و غرایز را آزادانه می*گذرانند و وقتی به خانواده و به ازدواج می*رسند كه در واقع بخش زیادی از میل طبیعی آنها و غرایز آنها فرو نشسته است. آن شوق و محبّت و عشقی كه باید در اعماق روح زن و شوهر جایگزین شود، در اینها نیست یا كم است.[SUP]86[/SUP]
اینكه بعضی سن ازدواج را برای سالهای میانیِ عم كه در غرب و تمدّن غرب معمول است، می*گذارند مثل اغلب چیزهایشان، غلط و برخلاف فطرت و مصلحت بشر و ناشی از این است كه به شهوترانی و بی*بند و باری اقبال دارند. می*خواهند جوانی خود را به اصطلاحِ خودشان، با خوشی سپری كنند، هوسرانی*هایشان را بكنند، بعد كه از كار افتاده شدند و آتشهایشان فرو نشست، حالا سراغ خانواده بروند. ملاحظه می*كنید كه در غرب زندگی خانوادگی این طوری است. طلاقهای زیاد، ازدواجهای ناموفق، مرد و زنهای بی*وفا، تخطّی*های جنسیِ فراوان، غیرتِ كم، زندگی خانوادگی به این معناست.[SUP]87[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] غرب، در سراشیبی سقوط
اگر شما امروز به بعضی از جوامع غربی نگاه كنید، به خصوص آنهایی كه بیشتر آمیخته به مسائل صنعت و ارتباطاتِ صنعتی و ماشینی هستند، خواهید دید كه روز به روز آلودگیها در آن جا زیاد خواهد شد. آلودگیِ اخلاقی و فساد هم كه در جامعه*ای رایج شود، آن جامعه را از هم خواهد پاشاند. حالا اینها مثل زلزله و سیل، بلایای دفعی نیست. بلكه اینها بلایای تدریجی است؛ منتها بی*علاج. بلایایی است كه وقتی بر جامعه*ای نازل شد، به زودی نمی*فهمند، به تدریج می*فهمند.
آن وقتی كه بیماری ضربه خودش را تا اعماق فرود آورد، آن وقت می*فهمند. آن وقت هم دیگر هیچ علاجی نخواهد داشت. الآن، جوامع غربی دارند به این سمت حركت می*كنند، آن هم به سرعت. یعنی، حقیقتاً به نقطه*های بسیار خطرناكِ سراشیبی رسیده*اند... این همه*اش به این خاطر است كه دخترها و پسرها در سنین مناسب، ازدواجهای كامیاب و ماندگار انجام نمی*دهند. بعد هم محیطهای خانوادگی كه آن جا تشكیل می*شود، محیطهای محبّت نیست.[SUP]88[/SUP]
در دنیای غرب، بنیان خانواده متزلزل شده است، خانواده*ها دیر تشكیل می*شوند، زود هم منهدم می*شوند. فساد و فحشاء روز به روز بیشتر می*شود، اگر این اتفاق به*طور كامل بیفتد، آن جامعه به بلیّات عظیمی دچار خواهد شد، البته این طور بیماریها و گرفتاریها، چیزهایی نیست كه ظرف 5 سال یا 10 سال خودش را نشان بدهد، لكن بعد از گذشت سالهای متمادی وقتی كه اثر گذاشت، یك جامعه را به كلی منهدم و نابود می*كند، ثروتهای علمی و فكری و مادی و همه چیز را از بین می*برد. این آینده در انتظار بسیاری از كشورهای غربی است.[SUP]89[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] در به در به دنبال آرامش
الآن دنیای اروپا و آمریكا را نگاه كنید، ببینید اینها چقدر دچار اضطرابند. چقدر ناآرامی دارند. چقدر دنبال آرامش می*گردند. چقدر مصرف قرصهای مسكن و خواب آور زیاد است، چقدر جوانها به كارهای بی*قاعده دست می*زنند، موها را بلند می*كنند، لباسهای تنگ می*پوشند. برای این است كه از وضع جامعه ناراحتند. عصبانی و خشمگین*اند. می*خواهند خودشان را به آرامش برسانند؛ آخرش هم با ناكامی می*میرند. پیرمردها و پیرزنها در خانه*ی سالمندان می*میرند. بچه*هایشان همراهشان نیستند. زنهایشان از آنها خبر ندارند. زن و شوهر از هم دورند.[SUP]90[/SUP]
در غرب فرزندانی كه نمی*دانند پدر و مادرهایشان چه كسانی هستند، زیادند. زنان و مردانی كه با هم اسماً زن و شوهرند ولی سالهای متمادی از همدیگر هیچ اطلاعی ندارند، فراوانند. زنانی كه خاطرشان جمع باشد تا آخر عمرشان، تا دوران پیریِ آنها، سایه این مرد بر سرشان هست و با هم زندگی خواهند كرد، كم*اند. مردانی كه خاطرشان جمع باشد كه این همسرشان كه مورد علاقه*شان هم هست، فردا نمی*گذارد برود سراغ یك زندگی مستقل، كم هستند.[SUP]91[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] گوش شنوا كو؟!
در خود آمریكا، نسبت رشدِ فساد، ( انواع اخلاقی و جنسی و جنایت و قتل و ...) در بین مردم و حتی كودكان زیاد است. مطبوعات و هوشمندان جوامع غربی، دارند فریاد می*زنند، مقاله*ها می*نویسند، حرفها می*زنند، هشدارها می*دهند، اما به گوش كسی فرو نمی*رود؛ یعنی علاج ندارند. وقتی كه وضعیت را از پایه و بنیان خراب كردند و سی، چهل یا پنجاه سال بر همین وضع گذشت، با هشدار و فریاد و فلان سیاست این مشكلات حل نخواهد شد.[SUP]92[/SUP]
جوامع غربی خوشبختی نداند. این حرفی نیست كه من بزنم. حرفی است كه حالا دیگر متفكرانشان، دلسوزانشان و كسانی كه صاحب درایت*اند، صاحب عقل*اند- نه سیاستمدارها- آنهایی كه در متن جامعه هستند، الآن صدایشان بلند شده است. چرا؟ چون در آن جامعه وسایل خوشبخت زندگی كردن نیست. خوشبختی عبارتست از آرامش و احساس سعادت و امنیت.[SUP]93[/SUP]
الآن هم كسانی كه با معارف جهانی آشنا هستند، می*دانند كه به خصوص بیشتر از همه جا آمریكا – البته كشورهای اروپایی هم هستند- فریاد خیر خواهان و مصلحان و چیز فهمهایشان بلند شده كه بیاییم یك فكری بكنیم. البته به این آسانی هم نه می*توانند فكر كنند و نه اگر فكر كنند به این آسانی به علاج می*رسند.[SUP]94[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] هدف شوم؛ راهكار شیطانی
آن كسانی كه می*خواهند در یك كشور یا جامعه*ای نفوذ پیدا كنند فرهنگ آن جامعه را در مشت خود بگیرند و فرهنگ خود را به آنها تحمیل نمایند، یكی از كارهایشان، معمولاً متزلزل كردن بنیان خانواده است. كما اینكه در خیلی از كشورها این كار را متأسفانه انجام داده*اند. مردها را بی*مسئولیت و زنها را بد اخلاق كرده*اند.[SUP]95[/SUP]
انتقال فرهنگها و تمدنها و حفظ اصول و عناصر اصلی یك تمدن و یك فرهنگ در جامعه و انتقالش به نسلهای بعد، به بركت خانواده انجام می*پذیرد. خانواده كه نبود، همه چیز متلاشی می*شود. اینكه می*بینید غربیها در داخل كشورهای شرقی و اسلامی و آسیایی، این همه سعی می*كنند شهوترانی و فساد را رواج دهند، برای چیست؟ یكی از علل آن همین است كه می*خواهند با این كار خانواده*ها را متلاشی كنند تا فرهنگ این جوامع تضعیف شود؛ تا بتوانند سوار اینها شوند. چون تا فرهنگ یك ملّتی تضعیف نشود، كسی نمی*تواند او را مهار كند، به دهان او دهنه بزند و سوار دوش او بشود. آن چیزی كه ملّتها را بی*دفاع كرده است و در دست اجانب اسیر می*كند، از دست دادن هویت فرهنگی است. این كار هم با بر هم خوردن بنیان خانواده*ها در جامعه آسان می*شود.
اسلام می*خواهد این را حفظ كند. این خانواده را نگهدارد. زیرا در اسلام یكی از مهمترین كارها برای رسیدن به این اهداف، تشكیل خانواده و سپس حفظ بنیان خانواده است.[SUP]96[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] فقط یك كلمه درباره*ی خانواده
من در یك سخنرانی در سازمان ملل، حدود یك ساعت و اندی راجع به خانواده صحبت كردم. بعد به من اطلاع دادند كه تلویزیونهای آمریكا با اصراری كه در سانسور كردن و خراب كردن حرفهای ما دارند، روی این صحبتها تكیه كرده و آن را چند بار پخش كرده و تفسیر هم گذاشته*اند. فقط به خاطر گفتن یك كلمه درباره*ی خانواده.
یعنی پیام متضمن مسأله خانواده، امروز برای غرب یك پیامی است مثل آب خنكِ گوارا. چون كمبود آن را حس می*كنند.
چقدر زنهایی كه تا آخر عمر تنها زندگی می*كنند. مردهایی كه تا آخر عمر تنها زندگی می*كنند. غریب و بی*انس زندگی می*كنند. چقدر جوانانی كه به خاطر نبودِ خانواده، ولگرد می*شوند. در آن جا یا خانواده نیست یا اگر باشد، مثل نبودن است![SUP]97[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif]
منابع:

75. خطبه*ی عقد مورخه*ی 28/2/1374
76. خطبه*ی عقد مورخه*ی 9/11/1376
77. خطبه*ی عقد مورخه*ی 1/12/1374
78. خطبه*ی عقد مورخه*ی 24/1/1378
79. خطبه*ی عقد مورخه*ی 9/11/1376
80. خطبه*ی عقد مورخه*ی 5/8/1375
81. خطبه*ی عقد مورخه*ی 18/4/1377
82. خطبه*ی عقد مورخه*ی 9/12/1380
83. خطبه*ی عقد مورخه*ی 20/4/1370
84. خطبه*ی عقد مورخه*ی 22/4/1379
85. خطبه*ی عقد مورخه*ی 2/9/1373
86. خطبه*ی عقد مورخه*ی 17/11/1379
87. خطبه*ی عقد مورخه*ی 26/1/1377
88. خطبه*ی عقد مورخه*ی 23/12/1379
89. خطبه*ی عقد مورخه*ی 3/8/1379
90. خطبه*ی عقد مورخه*ی 22/1/1374
91. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/5/1375
92. خطبه*ی عقد مورخه*ی 3/6/1375
93. خطبه*ی عقد مورخه*ی 30/3/1379
94. خطبه*ی عقد مورخه*ی 9/11/1376
95. خطبه*ی عقد مورخه*ی 18/12/1376
96. خطبه*ی عقد مورخه*ی 26/1/1377
97. خطبه*ی عقد مورخه*ی 24/9/1376



[1] . سوره فلق، آیه*ی 5.
[تصویر:  image.aspx]
پاسخ
#5
حقوق متقابل زن و شوهر




اشاره
با اجرای صیغه*ی عقد و قبول پیمان ازدواج، دختر و پسر دیروز، زن و شوهر امروز می*شوند. خانواده*ی جدیدی شكل می*گیرد و سلّول تازه*ای در پیكر جامعه می*روید. گرچه در نگاه خالق حكیم، زن و مرد در گوهر انسانی و روح آسمانی همتا و همسان*اند، و سهم هر یك از حقیقت آدمیّت به یك اندازه است، ولی حكمت الهی این گوهر ملكوتی را در دو صدف زمینی با پیكره*های متفاوت و ساختی ممتاز و البته نیازمند به یكدیگر جای داده است.
این « زوجیّت» همان قانون فرازمند و سنّت جامع و زیبایی است كه بر سراسر آفرینِش این جهان حكم فرما است، و یكی از پُرشكوه*ترین نشانه*های جمال معمار هستی به شمار می*رود.
« ازدواج» یعنی به هم رسیدن دو ستون برای برافراشتن بنای خانواده و به هم پیوستن این دو كفه برای فراهم آمدن ترازوی زندگی انسانی!
حكمت تفاوتهای طبیعی و این جهانی در ساخت جسم و روان زن و مرد را در نقش مكمّل هر یك برای تشكیل این واحد نوین ـ یعنی خانواده ـ می*توان یافت.
به راستی نقش هر یك از زوجین در ساختن خانواده چیست؟ نقش كدامیك مهم*تر است؟ آیا جای هر یك را می*شود با دیگری عوض كرد؟ حقوق متقابل آنان چگونه است؟ و سهم هر یك از مواهب زندگی چه میزان است؟ و بالاخره ... زن سالاری خوب است یا مرد سالاری یا هیچ كدام؟
و سئوالاتی از این دست كه جُز پاسخی استادانه، ذهنِ نگران عروس و داماد جوان ما را آرام و آسوده نمی*كند. در آغاز راهِ زندگی چشم امیدشان به كلمات راهگشای « استاد»ی است كه آشنای راه است و محرم دل!




[تصویر:  li_star_1.gif] مثل دو نفر شریك، مثل دو نفر رفیق
ما دیده* بودیم كه گاهی مرد، زن را موجود درجه*ی دو حساب می*كرد! امّا موجود درجه*ی دو نداریم. هر دو مثل هم هستند، هر دو از حقوق برابری در زمینه امور زندگی ـ مگر در جاهایی كه خدای متعال بین زن و مرد فرقی گذاشته كه آن هم روی مصلحتی است و به نفع مرد و به ضرر زن هم نیست ـ برخوردارند. باید مثل دو نفر شریك، مثل دو نفر رفیق، در خانه با هم زندگی كنند...[SUP]98[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] مرد قوّام است و زن ریحان
اسلام مرد را قوّام[1] و زن را ریحان[2] می*داند. این نه جسارت به زن است نه جسارت به مرد. نه نادیده گرفتن حق زن است و نه نادیده گرفتن حق مرد؛ بلكه، درست دیدن طبیعت آنهاست. ترازوی آنها هم اتفاقاً برابر است؛ یعنی وقتی جنس لطیف و زیبا و عامل آرامش و آرایش معنوی محیط زندگی را در یك كفه می*گذاریم، و این جنس مدیریت و كاركرد و محلّ اعتماد و اتكا بودن و تكیه گاه بودن برای زن را هم در كفه*ی دیگر ترازو می*گذاریم، این دو كفه با هم برابر می*شود. نه آن بر این ترجیح دارد و نه این بر آن.[SUP]99[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] جابه*جایی نقشها ممنوع!
بعضی از مسلكهای غلط كه مخصوص زنها هم نیست ـ مردها هم گاهی همان مسلكها را دنبال می*كنند ـ دنبال این هستند كه بگویند: نه! بیاییم اجناس این ترازو (نقشهای زن و مرد) را جابه*جا كنیم. حالا اگر این كار را بكنیم چه می*شود؟ جز اینكه اشتباه می*كنید و جز اینكه بوستان به زیبایی و نیكی پرداخته شده را خراب می*كنید؟ غیر از این، كار دیگری نمی*كنید. فواید همدیگر را می*برید، محیط خانواده را هم بی*اعتنا می*كنید. زن و مرد را نسبت به هم دچار تردید و دو دلی می*كنید. آن محبّت و عشقی را كه مایه اصلی كار است، از دست می*دهید.
گاهی اتفاق می*افتد مرد در خانه نقش زن را پیدا می*كند. زن حاكم مطلق می*شود و به مرد دستور می*دهد این كار را بكن، آن كار را نكن. مرد هم دست بسته تسلیم است. خب چنین مردی دیگر نمی*تواند تكیه گاه زن باشد. زن یك تكیه گاه خوب را دوست می*دارد.
گاهی اوقات از این طرف مرد چیزهایی را به زن تحمیل می*كند؛ فرض كنید كه تمام خرید و كار و سر و كله زدن با مراجعان با خانم است. چرا؟ چون من كار دارم، وقت ندارم. مبنا وقت نداشتن است! می*گوید باید بروم اداره، كارها را باید خانم انجام دهد. یعنی كارهای بی*جاذبه و سنگین برای زن. البته ممكن است چند صباحی سرگرمش كند، اما كار او نیست.[SUP]100[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] زن، گُل است نه كار پرداز شما
در روایات داریم « المرأة ریحانة »، زن گل است. حالا شما ببینید، اگر مردی با یك گُلی با خشونت و بی*اعتنایی رفتار كند و پاسِ گُل بودن او را ندارد، چقدر ظالم و بد است. مثل تخمیل كردن، زیاده روی كردن، زیاده خواهی كردن مردها از زنها، توقّعات بی*جا و زیادی.
« المرأةُ رَیحانةٌ و لَیسَتْ بقَهْرِمانَةٍ » قهرمان، یعنی همین كار پرداز امروز زندگی ... این زن، كار پرداز شما نیست كه همه*ی كارهای زندگیتان را روی دوش او بگذارید و بعد هم از او مؤاخذه كنید. نه! این یك گُلی است در دست شما ... حتی اگر دانشمند یا سیاستمدار باشد، در بحث معاشرت خانوادگی، او گُل است.[SUP]101[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] مرد باید برورد كار كند
قرآن می*فرماید: « الرجال قوّامونَ علی النساء»؛[3] یعنی سرپرستی امور خانواده به عهده*ی مرد است. مرد باید برود كار كند. معیشتِ خانواده به عهده*ی اوست. زن هرچه ثروت دارد مال خودش است. امّا معیشتِ خانواده بر دوش او نیست.[SUP]102[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] نه مرد*سالاری و نه زن*سالاری
این طور هم نیست كه بگوییم همه جا خانم باید از آقا تبعیت كند؛ نخیر. چنین چیزی نه در اسلام داریم و نه در شرع. « الرّجالُ قَوّامونَ علی النّساءِ» معنایش این نیست كه زن بایستی در همه*ی امور تابع شوهر باشد. نه! یا مثل برخی از این اروپا ندیده*های بدتر از اروپا و مقلّد اروپا، بگوییم كه زن بایستی همه كاره باشد و مرد باید تابع باشد. نه این هم غلط است. بالاخره دو تا شریك و دو تا رفیق هستید. یك جا مرد كوتاه بیاید، یك جا زن كوتاه بیاید. یكی این جا از سلیقه و خواست خود بگذرد، دیگری در جای دیگر، تا بتوانید با یكدیگر زندگی كنید.[SUP]103[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] تفاوت طبیعی زن و مرد
خدای متعال طبیعت زن را ظریف قرار داده است. بعضی از انگشتها خیلی درشت و گُنده هستند و برای كندن یك سنگ از زمین خیلی خوبند، امّا اگر بخواهند یك جواهر خیلی ریز را لمس كنند، معلوم نیست بتوانند بردارند.
امّا بعضی از انگشتها ظریف و باریك*اند، آن سنگ را نمی*توانند بردارند اما آن خرده جواهر و خرده طلا را می*توانند از روی زمین جمع كنند. زن و مرد این طورند. هركدام یك مسئولیتی دارند. نمی*شود هم گفت كدامیك مسئولیتش سنگین*تر است. مسئولیت هر دو سنگین است. هر دو لازم است.
روح زن چون لطیف*تر است، احتیاج به آرامش بیشتری دارد. او نیاز به آسایش و تكیه كردن به یك جای مطمئن دارد. این تكیه گاه كیست؟ او شوهر است. خدا اینها را این طور كنار هم قرار داده است.[SUP]104[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] دو نگاه متفاوت، هر دو زیبا
نوع نگاه زن به مرد با نگاه مرد به زن بطور طبیعی مختلف است، باید هم مختلف باشد، ایرادی هم ندارد. مرد به زن به صورت یك الگوی زیبایی، الگوی ظرافت، الگوی حساسیت نگاه می*كند، او را لطیف می*بیند. اسلام هم همین را تأكید كرده: « المرأه*یُ رَیحانهٍ » یعنی زن گُل است. در این نگرش، زن، یك موجودی است رقیق، مظهر زیبایی و لطافت و رقت و مرد به این چشم به او می*نگرد. محبّت او را در این قالب ترسیم و مجسم می*كند.
مرد در چشم زن، مظهر اعتماد، نقطه*ی اتكا و اعتماد است و محبّت خودش را به او در این قالب ترسیم می*كند.
این دو تا، دو نقش جداگانه است از یكدیگر و هر دو نقش لازم است. زن وقتی به مرد نگاه می*كند، با همان چشم محبّت و عشق، او را در نقش یك تكیه گاه می*بیند كه می*تواند از نیروهای جسمی و فكری او برای پیشبرد كار زندگی استفاده كند؛ مثل یك موتور. مرد وقتی به زن نگاه می*كند، به چشم مظهر اُنس و آرامش می*نگرد كه می*تواند به انسان آرامش بدهد. اگر مرد نقطه*ی اتكا در زمینه مسائل ظاهر زندگی است، زن هم به نوبه*ی خود نقطه*ی اتكا است برای مسائل روحی و معنوی زندگی. دریایی است از اُنس و محبّت. می*تواند مرد را در این فضای سرشار از محبّت، از همه*ی غصّه*ها و غمهای خودش خارج كند. اینها توانائیهای مرد و زن است. توانائیهای روحی آنهاست.[SUP]105[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] حق واقعی، حق خیالی
حق، منشأ طبیعی دارد. حقّ واقعی آن است كه منشأ طبیعی داشته باشد. این حقوقی كه در بعضی محافل تعریف می*شود، براساس توهّمات و خیالات است. آن حقوقی كه برای زن و مرد وجود دارد، باید متكی باشد به طبیعت زن و مرد، به قواره و ساخت زن و مرد.[SUP]106[/SUP]

این فمینیستهای امروزِ دنیا كه همه جور مرد و زن در آنها هست و با ادْعای دفاع از حقوق زن وارد می*شوند، اصلاً به نظر من حقوق زن را نمی*شناسند. چون حق، یك امر انتزاعی نیست. حق یك منشأ طبیعی دارد ...[SUP]107[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] بازی غرب
این غربیهایی كه می*بینید این قدر جنجال می*كنند و سر مسأله زن این قدر بازی در می*آورند، همین جا گرفتارند. می*گویند ما احترام زن را نگه می*داریم. بله، احترام زن را توی مجالس رسمی و توی فروشگاهها و خیابانها نگه می*دارند آن هم به معنای تلذّذ از او. امّا توی خانواده هم شوهر با زنش همین طور است؟ چقدر زن آزادی، چقدر كتك زدن زنها به دست مردها، چقدر فاجعه آفرینی در داخل خانه، قُلدر مآبی و ...[SUP]108[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] مرد باید ضرورتهای زن را درك كند
از طرف مرد وظیفه این طور است كه ضرورتهای زن را درك كند، احساسات او را بفهمد، نسبت به حال او غافل نباشد و خود را صاحب اختیارِ مطلق العِنان او در خانه نداند.
زن و شوهر دو نفرند، دو شریك*اند، دو رفیق*اند، هر كدام یك وُسعی از لحاظ فكری و روحی دارند.
مرد باید به زن كمك كند تا عقب ماندگیهایی را كه در جامعه ما دارند، جبران كند. البته مراد از این عقب ماندگیها، آن چیزهایی نیست كه امروز به تقلید از فرنگیها در جامعه ما مطرح می*شود. بلكه مراد معرفت است. مراد تحصیلات است. مراد پیدا شدن روح اندیشه و تأمل و فكر در زن است. مراد اینهاست كه هرچه مرد بتواند باید در این زمینه به همسرش كمك كند. اگر زن می*خواهد كاری انجام بدهد یا در فعالیتهای اجتماعی سهیم باشد، در حدّ اقتضای وضع زندگی خانوادگی، مانع او نشود.[SUP]109[/SUP]

مرد نباید خیال كند چون می*رود توی كوچه و بازار و با این و آن سر و كلّه می*زند و یك شاهی ـ صنّار پول می*آورد خانه، همه چیز مال اوست؛ نه! آنچه او می*آورد نصف موجودیِ همه این خانواده است. نصف دیگر این خانم است. اختیارات خانم، كدبانویی خانم، رأی و نظر و نیازهای روحی خانم، اینها را باید رعایت كند.
این طور نباشد كه مرد چون در دوران مجردی، ساعت ده شب می*آمده خانه*ی پدر و مادرش، حالا هم كه زن گرفته این طور ادامه بدهد، نه! حالا باید ملاحظه*ی همسرش را بكند.[SUP]110[/SUP]

در قدیم، بعضی مردها خود را مالك زن می*دانستند ... نه! همان قدری كه شما در محیط خانواده ذی حق هستید او هم ذی حق است. نباید به زن زور بگویید و تحمیل كنید، چون به حسب جسم، او ضعیف*تر است، بعضیها خیال می*كنند كه بله، حالا باید زور بگویند، صدایشان را كلفت كنند و دعوا كنند و تحمیل كنند ...[SUP]111[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] زنِ هوشمند، مرد را اداره می*كند
زن باید ضرورتهای مرد را درك كند و بر او فشارِ روحی و اخلاقی وارد نسازد. كاری نكند كه او در امر زندگی مستأصل شود و خدای ناكرده متوسّل به راههای خلاف و نادرست شود. باید او را به ایستادگی و مقاومت در میادین زندگی تشویق كند و اگر چنانچه كار او مستلزم این است كه مثلاً نمی*تواند یك مقداری به وضع خانواده رسیدگی كند، این را مرتّب به رخ او نكشد.[SUP]112[/SUP]

اگر مرد خانه، فعالیتی چه علمی و چه جهادی و سازندگی و چه برای كسب روزی و چه برای كارهای عمومی دارد، زن سعی كند فضای خانه را برای او مساعد كند كه او بتواند با روحیه*ی خوب سركار برود و با شوق به خانه برگردد.[SUP]113[/SUP]

همه*ی مردها دوست دارند وقتی وارد خانه شدند، خانه به آنها آرامش و امنیّت بدهد و احساس راحتی و آسودگی كنند. این وظیفه*ی زن است.[SUP]114[/SUP]

زن یك وظایفی دارد كه عاقلانه باید آن وظایف را تشخیص دهد. زنها بدانند كه اگر زنی، عقل و هوشمندی به خرج دهد، مرد را اداره خواهد كرد. درست است كه مرد از لحاظ هیكل قوی*تر است، امّا خدای متعال طبیعت زن را طوری آفریده كه اگر زن و مرد، طبیعی و سالم باشند و زن عاقل باشد، كسی كه در دیگری بیشتر نفوذ دارد، زن است كه البته با زرنگی به خرج دادن و رندی كردن و تحكّم و زورگویی نمی*توان به آن رسید. بلكه با ملایمت، استقبالِ خوب، خوشرویی، یك مقدار تحمل كردن ـ البته اندكی؛ خیلی هم لازم نیست تحمّل كند ـ كه خدای متعال در طبیعت زن، این تحمل را قرار داده است ... زن باید با شوهر خود این طور برخورد كند ...[SUP]115[/SUP]

بعضی از زنها نسبت به مردها سخت گیری می*كنند. مثلاً باید این را حتماً بخری! باید این جور خانه*ای حتماً فراهم كنی! فلان كس این طور خریده، من اگر نخرم مایه سرشكستگی می*شود. با این حرفها شوهر خود را اذیت می*كنند كه این درست نیست.[SUP]116[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif]
منابع:

98. خطبه*ی عقد مورخه*ی 19/3/1372
99. خطبه*ی عقد مورخه*ی 22/12/1378
100. خطبه*ی عقد مورخه*ی 22/12/1378
101. خطبه*ی عقد مورخه*ی 28/6/1379
102. خطبه*ی عقد مورخه*ی 28/6/1379
103. خطبه*ی عقد مورخه*ی 19/1/1377
104. خطبه*ی عقد مورخه*ی 6/6/1381
105. خطبه*ی عقد مورخه*ی 6/6/1381
106. خطبه*ی عقد مورخه*ی 22/12/1378
107. خطبه*ی عقد مورخه*ی 22/12/1378
108. خطبه*ی عقد مورخه*ی 28/6/1379
109. خطبه*ی عقد مورخه*ی 10/2/1375
110. خطبه*ی عقد مورخه*ی 2/9/1373
111. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/12/1373
112. خطبه*ی عقد مورخه*ی 10/2/1375
113. خطبه*ی عقد مورخه*ی 2/9/1373
114. خطبه*ی عقد مورخه*ی 24/1/1378
115. خطبه*ی عقد مورخه*ی 19/3/1372
116. خطبه*ی عقد مورخه*ی 18/5/1374



[1] اشاره به آیه*ی كریمه*ی : الرجال قوامون علی النساء ... سوره*ی نساء، آیه*ی 34.
[2] اشاره به حدیث معروف علی علیه السلام: المرأة ریحانة و لیست بقهرمانة، بحار الانوار، ج 100، ص 253.
[3] سوره*ی نساء، آیه*ی 34.
[تصویر:  image.aspx]
پاسخ
#6
[h=3]همسفر تا بهشت[/h]


اشاره
چند روزی از آغاز زندگی مشترك علی و فاطمه [SUP]علیهما السلام[/SUP] می*گذشت. پیامبر اكرم [SUP]صلی[/SUP] [SUP]الله علیه و آله[/SUP] نظرِ علی [SUP]علیه السلام[/SUP] را درباره*ی همسرش جویا شد: علی جان! فاطمه را چگونه همسری یافتی؟
علی [SUP]علیه السلام[/SUP] هم با كلامی كه حكایت از اوج شكر و سپاس او داشت، نظر خود را درباره*ی عشق جاودانی*اش این گونه خلاصه كرد: « نِعْمَ العَونُ عَلی طاعَه*یِ الله ».
[1]
سرورم، او بهترین یار در انجام طاعت پروردگار است.
و بدین سان بهترین داماد عالم از سِرّ عشقِ الهی خویش پرده بر می*دارد و راه سعادت ابدی را در زندگی مشترك به همه عروسها و دامادها نشان می*دهد. یعنی ای دامادهای علوی و ای عروسهای فاطمی! دست یكدیگر را به خاطر خداوند و برای انجام طاعت او بگیرید و تا بهشت رضوانِ خدای مهربان همسفر هم باشید! وقت كم است و دنیا برای همه زود می*گذرد. به همین مجلس عقد نگاه كنید. پدران و مادران عزیزشما، دامادها و عروسهای « دیروز» نه چندان دور هستند. و « فردا»یی نزدیك، شما هستید كه در مجلس عقد و ازدواج فرزندانتان شركت می*كنید. و این یعنی عبور سریع ابر فرصتها از آسمان زندگی.
آن چه زندگی و پیوند دنیاییِ شما را به زندگی همیشگی در پرتو خورشید مهر الهی متّصل می*كند، تنها و تنها «تقوا» و « طاعتِ حق» است.
در تقویت ایمان هم بكوشید و از دست یكدیگر جام ذكر بنوشید و در برابر حملات شیطان سِپَر هم باشید و در انجام وظایف دینی مشوّق و یار یكدیگر! می*پرسید چگونه؟
می*گویم از كسی بپرسید كه پیر راه است و واقف سرّ عشق. از « او» كه چهره*ی آسمانی*اش یاد حق را میهمان دلهایمان می*كند:




[تصویر:  li_star_1.gif] مفهوم خوشبختی
خوشبختی عبارتست از آرامش، احساس سعادت و احساس امنیت.[SUP]117[/SUP]جشن و اسراف و زیاده*روی، كسی را خوشبخت نمی*كند. مهریّه و جهیزیّه هم كسی را خوشبخت نمی*كند. پای بندی به روشِ شرع است كه انسان را خوشبخت و سعادتمند می*كند.[SUP]118[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] همدیگر را بهشتی كنید!
ازدواج و اختیار همسر، گاهی در سرنوشت انسان مؤثر است. خیلی از زنها هستند كه شوهرانشان را بهشتی می*كنند. خیلی از مردها هم هستند كه زنهایشان را بهشتی می*كنند. عكس آن هم هست. اگر زن و شوهر این كانون خانوادگی را قدر بدانند و برای آن اهمّیت قائل باشند، زندگی، امن و آسوده خواهد شد و كمال بشری برای زن و شوهر در سایه*ی ازدواج خوب ممكن خواهد شد.[SUP]119[/SUP]
گاهی هست كه مرد در فعالیتهای زندگی سردو راهی می*رسد. انتخاب باید بكند یا دنیا را و یا راه صحیح و امانت و صداقت را، یكی از این دو تا را باید انتخاب كند؛ این جاست كه زن می*تواند او را به راه اول یا به راه دوم بكشاند. متقابلاً، طرف عكس آن هم هست. شوهرها هم در مورد همسرانشان می*توانند این طور تأثیرات را داشته باشند. سعی كنید باهم این طور باشید. هر دو كوشش كنید كه متدیّن، در راه خدا، در راه اسلام، در راه حقیقت، در راه امانت و صداقت، نگهدارید و مانع از انحراف و لغزش شوید.[SUP]120[/SUP]
در دوران بسیار دشوار سالهای مبارزات و همچنین سالهای انقلاب، خیلی از زنها شوهران خود را با صبر و همكاری*شان بهشتی كردند. مردها رفتند در جبهه*های گوناگون و خطرات را متحمّل شدند. این زنها درخانه*ها لرزیدند و دچار تنهایی و غربت گشتند. امّا زبان به شِكوه باز نكردند، شوهرهایشان از رفتن به جبهه و از ورود در میدان مبارزه، از ادامه مبارزه پشیمان شوند. می*توانستند این طوری عمل كنند ولی نكردند. بی*صبری نشان ندادند. شوهرانی هم بودند كه همسرانشان را بهشتی كردند، هدایت آنها، دستگیری و كمك آنها موجب شد كه این زنها بتوانند در راه خدا حركت كنند. عكس آن را هم داشته*ایم. زنهایی بوده*اند كه شوهران خود را اهل جهنّم كرده*اند و مردهایی هم بوده*اند كه زنهای خود را جهنّمی كرده*اند. می*توانید با هم همكاری كنید، همدیگر را اهل بهشت كنید، همدیگر را سعادتمند كنید، همدیگر را در راه تحصیل علم، تحصیل كمال، پرهیزگاری، تقوی و ساده زیستی كمك كنید.[SUP]121[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] همدیگر را خوشبخت كنید!
خیلی از زنها هستند كه شوهر خودشان را بهشتی می*كنند. خیلی از مردها هستند كه همسر خود را حقیقتاً سعادتمند می*كنند. موارد عكس این هم هست. ممكن است مردهای خوبی باشند، زنهایشان آنها را اهل جهنّم كنند و زنهای خوبی باشند كه مردهایشان آنها را اهل جهنّم كنند. اگر چنانچه زن و مرد هر دو توجّه داشته باشند، با توصیه*های خوب، با همكاریهای خوب، با مطرح كردن دین و اخلاق در محیط خانه ـ آن هم بیشتر از مطرح كردن زبانی، مطرح كردن عملی ـ این طور یكدیگر را كمك می*كنند. آن وقت زندگی كامل و حقیقتاً وافی و شافی خواهد شد.[SUP]122[/SUP]
انسان با راهنمایی و دلسوزی و تذكّر بجا، با مانع شدن از زیاده*رویها و بعضی كج رفتاریهای همسرش، می*تواند او را اهل بهشت كند. البتّه عكس آن هم هست. با افزون طلبیها، با توقّعات و با روشهای غلطی كه وجود دارد، می*تواند همسر خود را جهنّمی كند ...[SUP]123[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] تواصّوا بالحقّ و تواصّوا بالصّبر
همدلی و همكاری كردن، معنایش این است كه همدیگر را در راه خدا حفظ كنید. تواصی به صبر و تواصی به حق كنید. اگر خانمِ خانه می*بیند شوهرش دارد دچار یك انحرافی می*شود، فرضاً در یك معامله*ی نامشروعی دارد قرار می*گیرد، توی یك جریان غلطی دارد می*افتد، توی پول در آوردنهای نادرست دارد می*افتد، توی رفیق بازیهای ناسالم دارد می*افتد، اوّل كسی كه باید او را حفظ كند، اوست، اگر كتقابلاً مرد این احساسها را به نوع دیگری از زنش كرد، اوّلین كسی كه باید زن را حفظ كند شوهر اوست. البته حفظ كردن هم، با محبّت كردن و با زبان خوش و با منطق صحیح و با برخورد مدبّرانه و حكیمانه حاصل می*شود نه با بد اخلاقی و قهر و این چیزها. یعنی هر دو مراقب باشند تا آن دیگری را در راه خدا حفظ كنند.[SUP]124[/SUP]
باهم همكاری كنید، به هم كمك كنید خصوصاً در امر دین. اگر می*بینید طرف شما، شوهر یا زن شما كاهل نماز است، به نماز كم اهمیت می*دهد، به راستگویی كم اهمیت می*دهد، به مال مردم كم اهمیت می*دهد، به شغل دولتی كم اهمیت می*دهد، او را بیدار كنید، به او بگویید، به او بفهمانید و كمك كنید كه خودش را اصلاح كند یا اگر می*بینید كه در امر محرم و نامحرم، در امر پاكی و نجسی، در امر حلال و حرام آدم بی*اعتنا و بی*مبالاتی است، به او توجه بدهید، او را آگاه كنید، كمك كنید كه خوب شود. دروغگوست، غیبت كن است، به او تفهیم كنید، نه اینكه دعوا كنید، نه اینكه اوقات تلخی كنید، نه اینكه مثل یك منتقد بداخلاق بنشینید یك كناری هی نق بزنید.[SUP]125[/SUP]

[تصویر:  li_star_1.gif] مثل یك پرستار نه آقا بالاسر
زن و شوهر باید همدیگر را در راه صحیح و صراط مستقیم الهی حمایت كنند. اگر هر كدام از اینها مشاهده می**كنند یك عمل خیر و یك كار شایسته*ای از همسرشان سر می*زند، آن را تشویق كنند و اگر بر عكس، احساس كردند كه خطایی، یك انحرافی ـ خدای نخواسته ـ وجود دارد، سعی در اصلاح آن بكنند. یكدیگر را در راه خدا كمك و تشویق كنند.[SUP]126[/SUP]
زن و شوهر باید سعی كنند كه یكدیگر را اصلاح كنند. نه مثل یك آقا بالاسر كه مرتب به دیگری نیش بزند؛ نه! مثل یك پرستار، یك مادر و پدر دلسوز.[SUP]127[/SUP]
وجه مشترك زوجین در زندگی باید عبارت باشد از توجه به خدا و اطاعت دستورات الهی و عمل به فرامین خدا. زن و شوهر باید همدیگر را در این جهت حفظ كنند. اگر زن می*بیند كه شوهر او بی*اعتنا به مسائل دینی است، او را با حكمت و اخلاق خوش و ظرافت و زیركی زنانه، وادار به آمدن در راه خدا كند. مرد هم اگر می*بیند زنش بی*اعتناست، او هم باید همین تكلیف را انجام دهد. این از كارهای اساسی زندگی است.[SUP]128[/SUP]

[تصویر:  li_star_1.gif] مراقبت اخلاقی
مهمترین كمك به همسر، این است كه سعی كنید همدیگر را دین*دار نگهدارید. مراقب باشید همسرتان خطای دینی نكند. این مواظبت هم به معنای پاسبانی و دیده*بانی نیست. این مراقبت، مراقبت اخلاقی است، مراقبت مهربانانه و مراقبت پرستارانه است. اگر چنانچه خطایی از همسرتان دیدید، آن را باید با شیوه*ی بسیار لطیف و عاقلانه*ای در او از بین ببرید و برطرف كنید. یا با تذكّر و یا با بعضی از مراعاتها نسبت به هم مسئولیت دارید.
زن اگر می*بیند شوهرش در معاملات بد افتاده، در رفیق بازیهای بد و معاشرتهای بد افتاده، یا مرد می*بیند زنش افتاده در بعضی تجمّل پرستیهای غلط یا ولنگاری*های غلط، نباید بگوید: حالا او خودش است. نه، شما هر كدام نسبت به هم وظیفه دارید. باید همّت خود را متمركز كنید. زن و مرد می*توانند بر روی هم اثر بگذارند ...[SUP]129[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif]
منابع:

117. خطبه*ی عقد مورخه*ی 30/3/1379
118. خطبه*ی عقد مورخه*ی 10/2/1375
119. خطبه*ی عقد مورخه*ی 10/2/1375
120. خطبه*ی عقد مورخه*ی 21/12/1379
121. خطبه*ی عقد مورخه*ی 23/12/1379
122. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/12/1377
123. خطبه*ی عقد مورخه*ی 9/4/1378
124. خطبه*ی عقد مورخه*ی 21/8/1379
125. خطبه*ی عقد مورخه*ی 13/6/1374
126. خطبه*ی عقد مورخه*ی 4/6/1379
127. خطبه*ی عقد مورخه*ی 22/12/1372
128. خطبه*ی عقد مورخه*ی 13/2/1372
129. خطبه*ی عقد مورخه*ی 3/8/1379





[1] بحار الانوار، ج 43، ص 117.
[تصویر:  image.aspx]
پاسخ
#7
[h=3]بالاتر از واقعیت[/h]


اشاره
تشكیل خانواده در نگاه خداوند، یعنی خیمه زدن در كنار چشمه*ی « مودّت» و مودّت یعنی محبّت عمیق، با طراوت، آشكار و پُر سرو صدا.
« وَ جَعَلَ بَیْنَكُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَة
»[B][1][/B]
سر منشأ این چشمه جوشان، اقیانوس بی*ساحلِ مِهر الهی است. خدای رحمنِ رحیم و رئوف لطیف، به اراده*ی حكیمانه خود، جذبه**ای از این شعله آسمانی را میان زوجِ جوان قرار می*دهد تا از آینه*ای نزدیك و به مدد اندیشه*ای بادوام، هر یك به تماشای نشانه*ای برجسته از آیات جمال و لطف الهی بنشینند. و از دست یار خویش جام مهر الهی بگیرند و كامیاب شوند.
« اِنَّ فی ذَلِكَ لأیَةً لِقَومٍ یَتَفَكّرونَ »
[2]
این محبّت، گِرهی است كه خداوند به دست لطف خویش بین دو قلب جوان می*اندازد و مِهریه*ی عرشیِ یك پیوند ماندگار و با طراوت است. سرمایه*ای است كه اگر حفظ شود، زندگی را حفظ می*كند. و اگر به كار افتد، آن را رونق می*بخشد. تلخیها را شیرین و سختیها را آسان می*كند. و اگر به شایستگی سپاس این نعمت بزرگ گذارده شود، راه دست یابی به كیمیای محبّت الهی را هموار می*سازد.
زن و شوهر با این دستمایه پُر ارج می*توانند به همه*ی آرزوهای دیگر خود برسند و بهشت آسمانی را در زمین به تجربه بنشینند. به شرط آن كه قدرش را بدانند و با هنرمندی از آسیبها نگهداریش كنند. چگونه؟ رهنمود « پیرِ مهر» بهترین راهنما برای عاشقان جوان است:



[تصویر:  li_star_1.gif] بالاتر از واقعیات زندگی ...
بالاتر از واقعیات زندگی، آرزوها و عشقها و احساسات انسانی در زندگی نقش دارند. نقششان هم نقش تبعی و درجه دوّم نیست، بلكه نقش اصلی است و می*تواند ملاط این بنای فخیم و بسیار مستحكم قرار بگیرد.
این را چگونه باید تنظیم كرد؟ زن و مرد باید هر كدام جایگاه خودشان را بشناسند. مرد نسبت به زن و زن نسبت به مرد، نگاهی محبّت آمیز و همراه با یك عشق پاك داشته باشند و این عشق را حفظ كنند؛ چرا كه زایل شدنی است، مثل همه چیزهای دیگر. باید نگهش دارند و حفظ كنند كه زایل نشود ...[SUP]130[/SUP]

[تصویر:  li_star_1.gif] اصل قضیه، عشق است
اگر در زندگی محبّت وجود داشت، سختیهای بیرون خانه آسان خواهد شد. برای زن هم سختیهای داخل خانه آسان خواهد شد.[SUP]131[/SUP]
در ازدواج، اصل قضیه محبّت است. دخترها و پسرها این را بدانند. این محبّتی را كه خدا در دل شما قرار داده، حفظ كنید.[SUP]132[/SUP]
این رابطه*ی انسانی، بر اساس محبّت و رابطه*ی عاطفی استوار است. یعنی زن و شوهر باید به هم محبّت داشته باشند و همین محبّت، همزیستیِ آنها را آسان خواهد كرد. عامل محبّت هم به پول و تشریفات و این چیزها بستگی ندارد.[SUP]133[/SUP]
محبّت، خانواده را پایدار می*كند. محبّت مایه*ی آبادی زندگی است. كارهای سخت به بركت محبّت برای انسان آسان می*شود. در راه خدا هم اگر انسان با محبّت وارد شود، همه كارها آسان خواهد شد.[SUP]134[/SUP]
دختر و پسر، عروس و داماد به هم محبّت بورزند؛ چون محبّت آن ملاطی است كه اینها را برای هم حفظ می*كند، در كنار هم نگه می*دارد و نمی*گذارد از هم جدا شوند. محبّت خیلی چیز خوبی است. محبّت كه بود، وفاداری هم هست.
بی*وفایی و بی*صفایی و خیانت به یكدیگر، دیگر نخواهد بود. محبّت كه بود، فضا، فضای اُنس می*شود. فضای قابل تحمّل و مورد استفاده و شیرین ایجاد می*گردد.[SUP]135[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] هر چقدر بیشتر، بهتر
زن و شوهر هر چه بیشتر به هم محبّت كنند، زیادی نیست. آن جایی كه محبّت هر چه زیاد شود، ایرادی ندارد، محبّت زن و شوهر است. هر چه به هم محبّت كنید، خوب است و خود محبّت هم اعتمادی می*آورد.
این محبّت زن و شوهر هم جزو محبّتهای خدایی است. این از آن محبّتهای خوب است. هر چه بیشتر شود بهتر است.

[تصویر:  li_star_1.gif] از محبّت خارها گل می*شود
زن و شوهر باید به هم محبّت بورزند. این اساس خوشبختی است. خوشبختی در این است كه زن و شوهر همدیگر را دوست داشته باشند.[SUP]136[/SUP]
وقتی محبّت باشد، از محبّت خارها گُل می*شود. اگر چیز ناخوشایندی هم در همسر وجود داشته باشد، وقتی محبّت بود، آن چیزهای ناخوشایند، به كلّی رنگ می*بازد و محبّت همه*ی چاله*ها را صاف می*كند.[SUP]137[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] محبّت، دستوری و سفارشی نیست
محبّت، دستوری و فرمایشی نیست. دست خود شماست. شما می*توانید محبّت خودتان را روز به روز در دل همسرتان زیاد كنید. چطوری؟ با اخلاق خوب، با رفتار مناسب، با محبّت ورزیدن به او، با وفاداری.[SUP]138[/SUP]
اگر زن بخواهد شوهرش به او محبّت بورزد، باید حركت و تلاش كند. اگر مرد بخواهد زنش او را دوست داشته باشد، باید یك تلاشی انجام بدهد. محبّت محتاج تلاش و ابتكار است.[SUP]139[/SUP]
محبّت در صورتی خواهد ماند كه طرفین حقوق یكدیگر و حدود خود را رعایت كنند و از آن تخطّی و تجاوز نكنند. یعنی در واقع هر كدام از این دو طرف كه دو شریك هستند و با هم زندگی را بنا می*كنند، سعی كنند كه جایگاه خود را در دل و ذهن و فكر طرف مقابل، جایگاه راسخ و نافذی قرار دهند. یعنی همان نفوذ معنوی؛ همان ارتباط و پیوند قلبی زن و شوهر. حقوق اسلامی برای این است.[SUP]140[/SUP]
اگر بخواهید این محبّت باقی بماند، به جای اینكه از طرف مقابلتان توقّع كنید كه او مرتّب به شما محبّت كند از دل خودتان بخواهید كه تراوش محبّت او روز به روز بیشتر شود. محبّت به طور طبیعی، محبّت می*آفریند.[SUP]141[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] عشق بازی دِگر و نفس پرستی دگر است
امروز در دنیا تعبیر بدی از محبّت می*كنند، این عِشقی كه تعبیر می*كنند، اینها، آن محبّت واقعی نیست. این، همان حالت هیجان جنسی است كه به یك شكل خاصی آن را ظاهر می*كنند. این ممكن است در خیلی از موارد پیش بیاید، ارزشی هم ندارد. آن چیزی كه با ارزش است، آن محبّت عمیق و صمیمی و خدایی و همراه با احساس مسئولیت متقابل بین دختر و پسر است كه بدانند حالا بعد از این، یك واحدند و یك هدف را دنبال می*كنند. این، آن محبّتی است كه خانواده بر اساس آن شكل می*گیرد.[SUP]142[/SUP]
آن محبّتها و عشقهایی كه بر اساس مبانیِ انسانی نیست و از روی مسائل ظاهری و شهوات زودگذر است، اینها خیلی پایه و بنیادی ندارد. امّا محبّتی كه بر اساس آن اصل انسانی است كه خدای متعال آن را قرار داده، بخصوص اگر چنانچه با شرایطی كه در همین ازدواج اسلامی رعایت شده و توصیه شده است، اگر با اینها همراه باشد، این محبّت روز به روز بیشتر می*شود.[SUP]143[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] گام اوّل: احترام متقابل
زن و شوهر باید به یكدیگر احترام بگذارند، نه احترام ظاهری و تشریفاتی، بلكه احترامی واقعی.[SUP]144[/SUP]
احترام به این معنا نیست كه مثلاً همدیگر را با القاب و آداب صدا كنند. بلكه قلباً مرد نسبت به زن خود و زن نسبت به مرد خود، احساس احترام داشته باشند.
احترام را در قلب خود نگهدارید، برای هم حرمت قایل باشید. این در اداره*ی زندگی مهمّ است. بین زن و شوهر، اهانت و تحقیر و تذلیل نباشد.[SUP]145[/SUP]

[تصویر:  li_star_1.gif] گام دوّم: اعتماد سازی
نگه داشتن محبّت به این است كه زن و شوهر اعتماد یكدیگر را جلب كنند. اطمینان كه پیدا شد، محبّت، پایدار می*شود و اُنس به وجود می*آید.[SUP]146[/SUP]
اساس محبّت، اطمینان است. اگر اعتماد بین زن و شوهر از بین رفت، محبّت آرام آرام از بین خواهد رفت. باید به هم اعتماد داشته باشید.[SUP]147[/SUP]
اگر می*خواهید محبّت طرف مقابلتان به شما زیاد باشد، وفاداری كنید، حسّ اعتماد او را جلب كنید. یكی از چیزهایی كه محبّت را در خانواده به كلی به هم می*ریزد، بی*اعتمادیِ زن و شوهر به همدیگر است...[SUP]148[/SUP]

محبّت یك امری است كه باید زمینه آن را فراهم كرد و زمینه*اش این است كه دختر سعی كند اعتماد شوهرش را به خود جلب كند، پسر هم سعی كند اعتماد زنش را به خود جلب كند. وقتی اعتماد طرفین وجود داشت، هر دو به وفاداری هم اطمینان پیدا كردند، محبّت زیاد می*شود ...[SUP]149[/SUP]
وفاداری، خیلی مهم است. اگر زن احساس كند شوهرش به او وفادار است و شوهر احساس كند زنش به او وفادار است، این خود به وجود آورنده*ی محبّت است. محبّت كه به وجود آمد، آن وقت خانواده پایدار خواهد شد. یك بنای مستحكم و پایداری كه سالهای متمادی ادامه پیدا می*كند ...[SUP]150[/SUP]
اگر زن یا شوهر احساس كند كه دل همسرش در گروی جای دیگر است، اگر احساس كند به او راست نمی*گوید، اگر احساس كند با دورویی برخورد می*كند، اگر احساس كند صمیمیّتی در بین نیست، هر چه هم محبّت داشته باشد این محبّت ضعیف خواهد شد ...[SUP]151[/SUP]

[تصویر:  li_star_1.gif] وفاداری كن تا جلب اعتماد كنی!
محبّت ورزیدن، یك امری است كه در اوّل كار خدای متعال این را به شما می*دهد، سرمایه*ای است كه در اوّل ازدواج، خدا به دختر و پسر هدیه می*كند. به یكدیگر محبّت پیدا می*كنند. این را باید نگه داشت. محبّتِ همسرِ شما به شما، وابسته به عمل شماست. اگر بخواهید همسرتان به شما آن محبّتش محفوظ بماند، باید رفتار خودتان را محبّت برانگیز كنید. حالا معلوم است كه انسان چه كار باید بكند تا محبّتش معلوم شود. بایستی وفاداری كنید، امانت نشان بدهید، صفا نشان بدهید. توقّعات خود را خیلی بالا نبرید، باید همكاری كنید، باید اظهار محبّت كنید، اینها محبّت ایجاد می*كند. هر دو نسبت به هم این وظیفه را دارند. محبّت در زندگی باید باشد. همكاری باشد، ایراد گیری و زیاده طلبی نباشد.[SUP]152[/SUP]

[تصویر:  li_star_1.gif] اعتماد، قراردادی نیست
اعتماد، یك امر قرار دادی نیست كه بیا من به تو اعتماد كنم، تو به من اعتماد كن. این طوری نیست. اعتماد را باید جلب كرد. با خوبیِ عمل، با رعایتِ اخلاق، با رعایتِ آداب، با رعایتِ حدود و ثغور و موازین شرعی ...[SUP]153[/SUP]
بی*اعتمادی پایه*ی محبّت را از بین می*برد. نگذارید این بی*اعتمادی به وجود بیاید. احساس بی*وفایی محبّت را مثل خوره می*خورد و از بین می*برد.[SUP]154[/SUP]
اگر زن احساس كرد شوهرش به او دروغ می*گوید یا مرد احساس كرد كه زنش به او دروغ می*گوید و هر كدام احساس كردند دیگری در اظهار محبّت صادق نیست، این دیگر پایه*های محبّت را سست خواهد نمود. اگر می*خواهید محبّت باقی بماند، اعتماد را حفظ كنید و اگر می*خواهید زندگی پایدار بماند باید محبّت را نگه*دارید.[SUP]155[/SUP]

[تصویر:  li_star_1.gif] ذوب كدورتها در لابه*لای محبّتها
زن و شوهر باید به هم محبّت داشته باشند، همین! كارهایی كه محبّت را كم می*كند، انجام ندهید. مواظب باشید چیزهایی كه شما را از هم گله مند و بیزار می*كند، از شما سر نزند. درست نگاه كنید ببینید شوهر شما یا زن شما روی چه چیزهایی خیلی حسّاس است، از آنها اجتناب كنید، بعضیها بی*اعتنایی می*كنند. مثلاً فرض بفرمایید كه زن از یك عادتی كه مرد دارد بدش می*آید، این مرد هم بی*اعتناست و آن عادت را باز تكرار می*كند. این بد است. همین طور زنها. فرض بفرمایید زنهایی هستند كه هوسهای شخصی خود را ( فلان چیز را بخریم فلان جا برویم و ...) بر راحتی و آسایش شوهر ترجیح می*دهند. چه لزومی دارد؟ اصل كار، شما دو نفر هستید. همه دنیا فرع شمایند. همدیگر را داشته باشید، با همدیگر مهربان باشید.[SUP]156[/SUP]
اگر یك وقتی خدای نكرده یك كدورتی پیش آمد، باید لابه*لای محبّت ذوبش كنید و از بین ببرید. نباید یك حرفِ كوچكی را بزرگ كنند و مرتّب كش بدهند، اینها نباید باشد ...[SUP]157[/SUP]
اگر زن و شوهرها نسبت به احساسات یكدیگر بی*اعتنایی و بی*توجهی كنند و به تدریج حالت بی*محبّتی از یك طرف به وجود بیاید، چون بی*محبّتی مرضی مسری است، حتماً به آن طرف دیگر هم سرایت می*كند. این طوری است. نباید بگذارید، هر دو باید تلاش و كوشش كنید. این پایه اصلی است.[SUP]158[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] بزرگترها هم كمك كنند
باید جوانها را هدایت كرد، امّا در جزئیات امور آنها نباید خیلی دخالت كرد كه زندگی برای آنها مشكل می*شود.[SUP]159[/SUP]
مبادا بعضیها با دخالتهای خودشان، بعضیها با كم ظرفیّتی و خویِ بچگی خودشان، این بنای مستحكم را به اندك چیزی متزلزل كنند. اگر دیدند دخالتهای آنها دارد این زن و شوهر را نسبت به هم دل چركین می*كند، دیگر اجازه نداند دخالت كنند.[SUP]160[/SUP]
بزرگترها اگر می*خواهند این جوانها راحت زندگی كنند، باید آنها را نصیحت كنند و هدایت نمایند. امّا دخالت نباید بكنند. بگذارند زندگیشان را بكنند.[SUP]161[/SUP]
مبادا خدای نكرده بزرگترها بیایند پیش یكی از زوجین، از آن دیگری بدگویی كنند، یك چیزی بگویند دلخوری درست كنند، بلكه باید بزرگترها سعی كنند. بیتر اینها را به هم نزدیك نمایند و دلهایشان را بهم متّصل*تر كنند.[SUP]162[/SUP]
والدین نقش زیادی در ایجاد محبّت دارند. والدین دختر و پسر باید دائماً همّتشان این باشد كه این را نسبت به دیگری با محبّت كنند. اگر هم چنانچه یك چیزی دیدند از طرف مقابل كه برایشان خوشایند نبود، آن را برای فرزند خودشان ذكر نكنند. بگذارید این دو با یكدیگر روز به روز مأنوس*تر و با محبّت*تر باشند ...[SUP]163[/SUP]
پدر و مادرها باید سعی كنند محبّت زن و شوهرها را ـ این بچه*هایشان را، جوانهایی را كه ازدواج می*كنند ـ تأمین كنند. گاهی ممكن است یك دلخوریهایی پیش بیاید، پدر و مادرها كه تجربه دارتر هستند، بزرگتر هستند، عاقل*تر هستند، نگذارند كه این دلخوریها به دلسردی زن و شوهر جوان از هم منتهی شود.[SUP]164[/SUP]



[تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif]
منابع:

130. خطبه*ی عقد مورخه*ی 22/12/1378
131. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/8/1377
132. خطبه عقد مورخه*ی 17/10/1374
133. خطبه*ی عقد مورخه*ی 4/9/1375
134. خطبه*ی عقد مورخه*ی 30/7/1376
135. خطبه*ی عقد مورخه*ی 24/9/1376
136. خطبه*ی عقد مورخه*ی 19/1/1377
137. خطبه*ی عقد مورخه*ی 15/1/1378
138. خطبه*ی عقد مورخه*ی 30/7/1376
139. خطبه*ی عقد مورخه*ی 19/1/1377
140. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/12/1377
141. خطبه*ی عقد مورخه*ی 19/7/1379
142. خطبه*ی عقد مورخه*ی 15/10/1379
143. خطبه*ی عقد مورخه*ی 2/1/1380
144. خطبه*ی عقد مورخه*ی 2/1/1380
145. خطبه*ی عقد مورخه*ی 19/9/1371
146. خطبه*ی عقد مورخه*ی 28/9/1374
147. خطبه*ی عقد مورخه*ی 19/1/1377
148. خطبه*ی عقد مورخه*ی 19/7/1379
149. خطبه*ی عقد مورخه*ی 22/9/1379
150. خطبه*ی عقد مورخه*ی 30/7/1376
151. خطبه*ی عقد مورخه*ی 21/12/1379
152. خطبه*ی عقد مورخه*ی 19/12/1376
153. خطبه*ی عقد مورخه*ی 10/2/1375
154. خطبه*ی عقد مورخه*ی 16/11/1379
155. خطبه*ی عقد مورخه*ی 6/6/1381
156. خطبه*ی عقد مورخه*ی 24/9/1371
157. خطبه*ی عقد مورخه*ی 24/9/1376
158. خطبه*ی عقد مورخه*ی 16/5/1379
159. خطبه*ی عقد مورخه*ی 6/9/1376
160. خطبه*ی عقد مورخه*ی 17/2/1375
161. خطبه*ی عقد مورخه*ی 18/5/1374
162. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/8/1377
163. خطبه*ی عقد مورخه*ی 31/6/1371
164. خطبه*ی عقد مورخه*ی 9/12/1380




[1] سوره*ی روم، آیه*ی 21.
[2] سوره*ی روم، آیه*ی 21.
[تصویر:  image.aspx]
پاسخ
#8
[h=3]هنر تقسیم كار[/h]


اشاره
دو جوان عزیز ما با هدف مشتركِ تكامل مادّی و معنوی و با سرمایه عشق خدادادی، برای آغاز زندگی جدید خویش مهیا می*شوند. خداوندِ حكیم، زن و شوهر را مكمّل یكدیگر قرار داده است. و متناسب با نیازهای گوناگونِ میدان زندگی، متفاوت آفریده است. در شكل گیری یك خانواده*ی بالنده و موفّق و یك زندگی شیرین، « هنرِ تقسیم كار»، از اهمیّت بالایی برخوردار است. هر یك باری را متناسب با توانایی خویش بردارند، و ضمن اهمیّت دادن به نقش خویش به اهمیّت و حسّاسیّت نقش طرفِ مقابل هم ایمان داشته باشند و كاری را كه به عهده می*گیرند، با تمام توانِ خود و با سلیقه فراوان انجام دهند و هم زمان با همتای خود در تحقق نقش خاص او همفكری و همكاری نمایند.
در نحوه*ی تقسیم كار و نقش مخصوص بانویِ خانه در اداره*ی امور داخلی و درجه اهمیّت آن و نیز فعالیّت و كار بیرون منزل دیدگاه*های متفاوت و سئوالات فراوانی وجود دارد.
« مرشد حكیم» ما در این باره نیز نكته*هایی نغز و راهگشا دارند:



[تصویر:  li_star_1.gif] تقسیم كارها
وقتی دو نفر در كنار هم قرار می*گیرند و همسر می*شوند، بعضی از وظایف وجود دارد كه بین اینها مشترك است. مانند كشیدن بارهای خانواده، همكاریهای گوناگونی كه در راه بردن خانواده مؤثر است. اینها باید با هم همكاری كنند. این كارها بین زن و مرد مشترك است. حداكثر این است كه تقسیم كار شود. گاهی تقسیم كار هم نمی*كنند امّا بهترش این است كه تقسیم كار هم بشود. بخشی از كارها را زن انجام می**دهد، بخشی از كارها را مرد انجام می*دهد. مثل همه*ی همكاریهایی كه وجود دارد؛ مثل همه*ی همسنگریها.[SUP]165[/SUP]
در محیط خانواده، زن و شوهر با هم همكاری كنند. اگر شوهر یك مشكلی یا مضیقه*ای دارد، زن با او بسازد، اگر زن داخل خانه یا در محیط كار یا هر جور كه هست، دشواری دارد، شوهر باید به او كمك كند. خود را در سرنوشت همسر باید شریك بدانند، هر دوی آنها این را برای خاطر خدا انجام دهند.[SUP]166[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] به هم روحیّه بدهید
همكاری و كمك گاهی به این نیست كه وارد حجم كار یكدیگر بشوند، نه. بلكه یكدیگر را روحاً تدارك كنند. مردها معمولاً با مسائل مشكل*تری در جامعه برخورد دارند، زنها می*توانند به آنها روحیّه بدهند. می*توانند خستگیِ آنها را از تنشان بیرون كنند. به آنها تبسّم كنند و به آنها دلخوشی دهند. اگر چنانچه خانمها هم كاری بیرون از خانه دارند، باز مرد به آنها كمك كند و او را تقویت نماید.[SUP]167[/SUP]
مراد از همكاری، همكاریِ روحی است. اینكه زن ضرورتهای مرد را درك كند، فشار اخلاقی روی او وارد نیاورد، كاری نكند كه او در امر زندگی مستأصل شود و خدای نكرده به راههای نادرست متوسّل بشود. او را به ایستادگی و مقاومت در میدانهای زندگی تشویق كند و تحریص نماید. اگر چنانچه كار او مستلزم این است كه یك مقداری به وضع خانوادگی مثلاً رسیدگی كافی نداشته باشد، این را به رُخ او نكشد، اینها مهم است. اینها وظیفه*هایی است از طرف زن، از طرف مرد هم وظیفه است كه ضرورتهای زن را درك كند، احساسات او را بفهمد و نسبت به حال او غافل نباشد.[SUP]168[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] زمینه سازی برای موفقیت
پسر اگر می*بیند دختر در راه انجام تكالیف اسلامیِ خودش، یك قدم خیری می*خواهد بردارد، وسایل را برایش فراهم بكند و مانع تراشی نكند. بعضی دخترها هستند می*خواهند فرض كنید ادامه تحصیل بدهند، درس دین بخوانند، با قرآن آشنا بشوند، كارهای خیر بكنند و در بعضی از امور خیریه شركت داشته باشند. شوهرانشان گاهی نسبت به اینها بداخلاقی می*كنند كه ما حوصله این كارها را نداریم! ما زن گرفته*ایم كه زندگی كنیم. نمی*گذارند این دختر به كار خیر برسد. به عكس بعضی از مردها می*خواهند صدقات جاریه بدهند، می*خواهند شركت در مسائل گوناگون داشته باشند دختر مانع می*شود.[SUP]169[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] شرط مهمِّ فعالیّت اجتماعی خانمها
بعضیها از ما می*پرسند: شما موافقید زنها بروند كار كنند؟ ما می*گوییم: البته، ما با بیكاری خانمها مخالفیم؛ زن اصلاً باید كار كند. البته كار دو جور است: یكی كارِ داخل خانه و یكی كار بیرون خانه، هر دو كار است؛ اگر كسی استعداد دارد در كارهای مربوط به بیرون منزل، باید انجام بدهد، خیلی هم خوب است. منتها یك شرط دارد، باید جوری باشد كه این اشتغال ـ حتی در داخل خانه ـ به پیوند زن و شوهر لطمه*ای نزند. بعضی از خانمها هستند كه خودشان را از صبح تا شب می*كشند بعد كه مرد به خانه می*آید، حوصله یك لبخند زدن به او را هم ندارد. این هم بد است. كار خانه را باید كرد اما نه آنقدری كه این كارخانه به انهدام خانواده منتهی بشود.[SUP]170[/SUP]
زن اگر خواست برود كار كند، این اشكالی ندارد، اسلام هم مانع نیست. امّا این وظیفه*ی او نیست. این بر او واجب و لازم نیست. چیزی كه بر او واجب است، عبارتست از حفظ فضای حیاتی برای مجموع این خانواده.[SUP]171[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] تشویق یكدیگر در میدان مسابقه*ی خیرات
در همه*ی احوال و اوضاع رعایت همدیگر را بكنید، به هم كمك كنید، عون و بازوی همدیگر باشید، بخصوص در راه خدا و در راه انجام وظیفه. چه پسر در راه خداست، دختر به او كمك كند. چه دختر در راه انجام وظیفه و در راه خداست، پسر به او كمك كند. هر كدام مجاهدت می*كنند، آن دیگری به او كمك كند.[SUP]172[/SUP]
اگر پسر در كارِ علم و در تلاش و مجاهدت در ارگانهای جمهوری اسلامی است، آن خانم با او همكاری كند كه بتواند كارش را راحت انجام بدهد. مردها و پسرها به زنهایشان فرصت بدهند تا زنها هم بتوانند در این میدانهای مسابقه*ی معنویت وارد شوند. اگر می*خواهند تحصیلِ علم كنند، بتوانند. اگر هم می*خواهند در كارهای اجتماعی وارد شوند، بتوانند.[SUP]173[/SUP]
زن و شوهر كوشش كنند یكدیگر را به راه خدا هدایت كنند. یكدیگر را در راه مستقیم نگه دارند و حفظ كنند. این « تواصَوا بالحقِّ و تواصَوا بالصَّبرِ »[1]را كه خاصیّت مسلمانی است و مهمترین خصوصیت ایمان است، مدّنظر داشته باشند.[SUP]174[/SUP]
هر دو به یكدیگر نسبت به دیندار بودنشان و رعایت تقوی كمك كنند. یعنی مرد كمك كند كه زنش بتواند دیندار باشد و رعایت تقوی را بكند. زن هم كمك كند كه مرد بتواند دیندار باشد و بتواند پاكدامن بماند و بتواند با تقوی حركت كند.[SUP]175[/SUP]
منظور از كمك فقط شستن ظرف و ... نیست، البته اینها هم كمك است ول منظور بیشتر كمك روحی است. كمك معنوی و فكری است. در راه اسلام یكدیگر را ثابت قدم بدارند، همدیگر را توصیه به تقوی و صبر و توصیه به دینداری، توصیه به عفاف، توصیه به قناعت، توصیه به ساده زیستی و ... كنند. با هم همكاری كنند تا بتوانند ان شاء الله به بهترین وجهی بگذرانند.[SUP]176[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] غمخواری، كمك واقعی
كمك واقعی به دیگری، این است كه دو نفر غمها را از دل هم برطرف كنند. هر كسی در دوره*ی زندگیش گرفتاری پیدا می*كند، غمی پیدا می*كند، ابهامی پیدا می*كند، تردیدی پیدا می*كند. هر كدام از دو نفر، در چنین موقعیتی باید به كمك همسرش بشتابد و به او كمك كند. غم را از دل او بردارد، او را راهنمایی كند. اشتباه او را برطرف كند. اگر می*بیند خطایی دارد از او سر می*زند جلوی او را بگیرد.[SUP]177[/SUP]



[تصویر:  li_star_1.gif] اهمیّت فراوان مدیریت كدبانو
وظایف داخل خانه*ی زنان، نه اهمیّتش كمتر از وظایف بیرونی است و نه اینكه زحمتش كمتر است. شاید زحمتش بیشتر هم باشد. او هم برای اینكه این محیط را اداره كند، به تلاش و كوشش احتیاج دارد. چون مدیر داخل خانه زنان هستند. آن كسی كه اداره می*كند، كدبانو، یعنی آن كسی كه محیط خانواده تحت اشراف اوست. تحت نظارت و تدبیر و مدیریت اوست. خیلی كار پر زحمتی است. خیلی كار ظریفی است. فقط هم ظرافتِ زنانه از عهده*ی انجام این كار بر می*آید. هیچ مردی امكان ندارد بتواند این ظرافتها را رعایت كند.[SUP]178[/SUP]
زن توی خانه بیكار نیست. یك عدّه*ای خیال می*كنند زن در خانه بیكار است. نخیر، زن توی خانه، بیشترین و سخت*ترین و ظریف*ترین كارها را انجام می*دهد.[SUP]179[/SUP]
برخی فكر می*كنند اگر زنی مثلاً كارش عبارت شد از همان كارِ خانه، این اهانت به زن است؛ نه! هیچ اهانت نیست. بلكه مهمترین كار برای زن این است كه زندگی را سرِ پا نگهدارد.[SUP]180[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] بچّه داری، هنر بزرگ
بعضی از كارهای خانه خیلی سخت است. بچّه*داری از آن كارهای سخت است. شما هر كاری را در نظر بگیرید كه خیلی دشوار باشد، در مقابلِ بچه داری در واقع آسان است. بچه داری هنرِ خیلی بزرگی است. مردها یك روز هم نمی*توانند این كار را انجام دهند. زنها با دقّت، با حوصله و با ظرافت این كارِ بزرگ را انجام می*دهند. خدای متعال، در غریزه*ی آنها این توان را قرار داده است. ولی همین بچه داری كار سختی است كه انسان را فرسوده می*كند و واقعاً از پا می*اندازد.[SUP]181[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] جمعِ بین كار و زندگی
جوانانی كه مشغول كاری در راه خدا هستند، با گرفتن همسر، با ازدواج، نباید كارشان را متوقف كنند.[SUP]182[/SUP]
ما به مردها همیشه سفارش می*كنیم وقتی كار دارند، اشتغال دارند، از خانه و زندگی قهر نكنند. بعضیها صبح اول وقت می*روند بیرون تا ساعت 10 شب.
نه! ما معمولاً به كسانی كه برایشان ممكن است سفارش می*كنیم حتی ظهرها را بروند با زن و بچه*شان باشند. در محیطِ خانوادگی، غذایشان را بخورند، یك ساعتی با هم باشند، بعد بیایند دنبال كارشان، باز حتماً در زمان مناسب، اول شب بروند بچه*ها را ببینند، ملاقات خانوادگیِ حقیقی داشته باشند.[SUP]183[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] زن قوی*تر از مرد است!
این آقایان كه می*بینید ماشاء الله یال و كوپالی دارند، اینها همه*اش ظاهر است، جسم قوی است، امّا از لحاظ پیچیدگیِ ذهنی و در زمینه*های احساسی و عاطفی، زن قوی*تر از مرد است، قدرت تحمّلش زیاد است، راهها را بلد است ... طبیعت زن این است. اغلبِ زنها، البته ممكن است بعضی از زنها هم این طور نباشند؛ غرض اینكه خانمها بهتر می*توانند در این مصافِ دوستانه بر عواملِ سردی، فایق بیایند. با یك مقدار خوش اخلاقی كردن، با ابرازهایی كه هست این كار بكنند. مرد را بكشانند به آن جایی كه باید قرار بگیرد، تا ان شاء الله زندگی شیرین*تر شود.[SUP]184[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] به حضرت زهرا[SUP]سلام الله علیها [/SUP]بنگرید
این وضع زندگی حضرت زهرا [SUP]سلام الله علیها[/SUP] است از لحاظ سادگی مراسم ازدواج و بعد هم زندگی آن بزرگوار، آن زندگی فقیرانه و زاهدانه، آن اتاق آن چنانی، آن فرشی كه لابد همه شما شنیده*اید. كار توی خانه، در مقابل تلاشهای فراوان و صبر بر شوهری مثل حضرت امیر المؤمنین [SUP]علیه السلام [/SUP]كه در تمام مدت زندگیشان، حضرت مشغول كار و فعالیت بودند. یعنی هر چه جنگ بود، علی بن ابیطالب [SUP]علیه السلام [/SUP]جلوتر از همه بود. هر چه كار مهم بود اوّل از همه علی بن ابیطالب[SUP]علیه السلام [/SUP]جلودار بود. حدود 10 سال هم با یكدیگر زندگی كردند. توجّه می*كنید؟ در ظرف این 10 سال شما ببینید كه این شوهرِ جوان چقدر توانسته به زن و بچه*اش، به معنای بشری و معمولی برسد؟ بر یك چنین زندگی، صبر كردن، بر آن فقر و سختی صبر كردن، آن جهاد بزرگ را انجام دادن و آنچنان فرزندانی تربیت كردن و آن فداكاریهای عظیمی كه حضرت زهرا [SUP]سلام الله علیها [/SUP]انجام دادند و شما هم مقداری از آنها را شنیده*اید، همگی الگوست.
حالا، دختران ما باید فاطمه زهرا [SUP]سلام الله علیها [/SUP]را الگو قرار دهند، پسرهای ما هم باید حضرت زهرا [SUP]سلام الله علیها [/SUP]و امیر المؤمنین [SUP]علیه السلام [/SUP]را الگو قرار دهند.[SUP]185[/SUP]



[تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif]
منابع:

165. خطبه*ی عقد مورخه*ی 22/12/1378
166. خطبه*ی عقد مورخه*ی 15/1/1378
167. خطبه*ی عقد مورخه*ی 15/1/1378
168. خطبه*ی عقد مورخه*ی 10/2/1375
169. خطبه*ی عقد مورخه*ی 5/8/1375
170. خطبه*ی عقد مورخه*ی 12/11/1372
171. خطبه*ی عقد مورخه*ی 8/3/1381
172. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/5/1374
173. خطبه*ی عقد مورخه*ی 5/1/1372
174. خطبه*ی عقد مورخه*ی 8/5/1374
175. خطبه*ی عقد مورخه*ی 2/1/1378
176. خطبه*ی عقد مورخه*ی 13/12/1377
177. خطبه*ی عقد مورخه*ی 2/9/1378
178. خطبه*ی عقد مورخه*ی 6/6/1381
179. خطبه*ی عقد مورخه*ی 18/12/1376
180. خطبه*ی عقد مورخه*ی 8/3/1381
181. خطبه*ی عقد مورخه*ی 22/8/1374
182. خطبه*ی عقد مورخه*ی 19/9/1371
183. خطبه*ی عقد مورخه*ی 18/6/1376
184. خطبه*ی عقد مورخه*ی 24/1/1378
185. خطبه*ی عقد مورخه*ی 24/9/1376



[1] سوره*ی والعصر، آیه*ی 3.
[تصویر:  image.aspx]
پاسخ
#9
[h=3]سازش و سازگاری[/h]



اشاره
در گرما گرم عشق نخستین، تفاوتها خود را نشان نمی*دهند. دختر و پسر جوان، مجذوب یار خویشند و غرق دریای رؤیاهای شیرین، كه هر یك در سیمای همسر عزیز خود، آرمانها و آرزوهای دیرین خود را می*بیند و در آیینه*ی محبوب، گویا به چهره*ی خویش می*نگرد. اما دیری نمی*پاید كه این وحدتِ رؤیایی و این همگونی عاشقانه، در مواجهه با واقعیّات زندگی و شخصیّت متفاوتِ همسر، رنگ می*بازد. تفاوت سلیقه*ها و دیدگاه*ها در رویارویی با مسائل گوناگونِ زندگی هر روز بیش از گذشته خود را نشان می*دهند. بی*تجربگی و بی*توجّهی همسرانِ جوان در مواجهه*ی درست با واقعیّتها می*تواند در همین روزهای آغازِ زندگی، آنان را با چالشهای فراوانی روبه*رو كند. و گاه تبعات آن تا سالها باعث ناراحتی و رنجش طرفین شود. جوانانِ عزیزِ ما با كوتاه آمدن از ایده* آلها و پذیرش شخصیّتِ واقعی همسر، با همه*ی تفاوتها و تقویت درك متقابل، می*توانند بنیان زندگیِ مشترك خود را به مدد الهی هر روز محكم*تر كنند. رهنمود پیر فرزانه*ی ما ره توشه*ی دیگری برای راه پر فراز و نشیب زندگی است: باهم بسازید ...




[تصویر:  li_star_1.gif] امام ـ ره ـ فرمودند: بروید با هم بسازید
من یك وقت خدمت امام رفتم. ایشان می*خواستند خطبه*ی عقدی را بخوانند، تا من را دیدند گفتند: شما بیا طرف عقد بشو! ایشان بر خلاف ما كه طول و تفصیل می*دهیم و حرف می*زنیم، عقد را اوّل می*خواندند، بعد دو سه جمله*ای كوتاه صحبت می*كردند. من دیدم ایشان پس از اینكه عقد را خواندند، رویشان را به دختر و پسر كردند و گفتند:
« بروید با هم بسازید.»
من فكر كردم دیدم كه ما این همه حرف می*زنیم، اما كلام امام ـ ره ـ در همین یك جمله بروید و با هم بسازید خلاصه می*شود![SUP]186[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] سازگاری یعنی چه؟
سعی شما این باشد كه در تمام دوران زندگی، به خصوص سالهای اوّل، این چهار پنج سال اوّل، باهم سازگاری داشته باشید. این طور نباشد كه یكی اندكی ناسازگاری نشان داد، آن دیگری هم حتماً در مقابل او ناسازگاری نشان بدهد. نه! هر دو با هم سازگاری نشان بدهید و اگر دیدید همسرتان ناسازگاری كرد، شما سازگاری نشان دهید. این از آن جاهایی است كه سازش و كوتاه آمدن خوب است.[SUP]187[/SUP]
معنای سازگاری چیست؟ معنایش این است كه زن ببیند این مرد، درست ایده*آل اوست تا با او سازگار باشد؟ یا مرد ببیند كه این زن، كاملاً ایده*آل اوست و همان فرد مطلوب عالی است، تا با او سازگاری داشته باشد؟ اگر یك ذرّه این گوشه یا آن گوشه*اش كج بود، قبول نیست. معنای سازگاری این است؟ نه! اگر سازگاری این باشد كه این خودش به طور طبیعی انجام می*گیرد و اراده*ی شما را نمی*خواهد. اینكه می*گویند شما سازگار باشید، یعنی شما با هر وضعیتی كه هست و پیش آمده بسازید. معنای سازگاری این است. یعنی چیزهایی در زندگی پیش می*آید. خب دو نفرند با هم تا حالا آشنایی نداشتند، زندگی نكردند، ممكن است فرهنگشان دو تا باشد. ممكن است عاداتشان دو تا باشد. اوّل ممكن است یك ناسازگاریهایی ببینند، حالا اوّل ازدواج كه نه آدم هیچ متوجّه نیست. بعد از یك خرده كه گذشت، ممكن است یك ناسازگاریهایی حسّ كند، آیا باید این جا از هم سرد شوند و بگویند: این مرد یا این زن دیگر به درد من نمی*خورد؟! نه! شما باید خودتان را با این مسأله تطبیق دهید. اگر چنانچه قابل اصلاح است، اصلاحش كنید و اگر دیدید نه، كاری*اش نمی*شود كرد، خب با او بسازید.[SUP]188[/SUP]
سازش كاری در محیط خانواده جزء واجبات است. نبایستی زن و شوهر تصمیم بگیرند كه خودشان هر چه گفتند همان شود. آنچه خودشان می*پسندند و آنچه راحتی آنها را تأمین می*كند همان بشود. نه، این طور نباید باشد. باید بنا داشته باشند كه باهم سازگاری كنند. این سازگاری لازم است. اگر دیدید مقصود شما تأمین نمی*شود مگر با كوتاه آمدن، كوتاه بیایید.[SUP]189[/SUP]
سازگاری در زندگی، اساسِ بقایِ زندگی است و همین است كه محبّت می*آفریند. همین است كه موجب بركات الهی می*شود. همین است كه دلها را به هم نزدیك كرده و پیوندها را مستحكم می*كند.[SUP]190[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] یك تعبیرِ خوب اروپایی
اصل مسأله*ی ازدواج، عبارتست از تفاهم و اُنس و اتّحادِ دو موجود در زندگی با یكدیگر كه این البتّه در اصل یك امر طبیعی است. لكن اسلام با پیرایه*ها و تشریفات و آئینهایی كه قرار داده و با احكامی كه گذاشته برای ازدواج، یك استمرار و بركتی به آن داده است.
زن و شوهر باید یكدیگر را درك كنند و بفهمند. این یك تعبیر اروپایی است ولی تعبیر خوبی است ... یعنی هر كسی درد و خواستهای طرف مقابل را بفهمد و با او راه بیاید، به این می*گویند درك كردن. یعنی به قول معروف در زندگی تفاهم و درك متقابل باشد. اینها محبّت را زیاد می*كند.[SUP]191[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] هیچ انسانی بی*عیب نیست!
اگر دیدید كه همسرتان یك نقطه عیبی دارد ـ هیچ انسانی بی*عیب نیست ـ و مجبورید او را تحمل كنید، تحمّل كنید، كه او هم همزمان، دارد یك عیبی را از شما تحمّل می*كند. آدم عیب خودش را كه نمی*فهمد، عیب دیگری را می*فهمد. پس بنا بگذارید بر تحمّل.
اگر چنانچه قابل اصلاح است، اصلاحش كنید. اگر دیدید كاری نمی*شود كرد، با او بسازید.[SUP]192[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] علت متلاشی شدن بنیان خانواده
اسلام در داخل خانواده ترتیبی داده كه اختلاف درون خانواده به خودی خود حل شود. به مرد دستور داده كه یك ملاحظاتی بكند. به زن هم دستور داده كه یك ملاحظاتی بكند. مجموع این ملاحظات اگر انجام بگیرد، هیچ خانواده*ای قاعدتاً متلاشی نخواهد شد و از بین نخواهد رفت. غالباً متلاشی شدن خانواده*ها به خاطر این بی*ملاحظگی هاست. مرد بلد نیست كه رعایت كند؛ زن، بلد نیست كه عقل به خرج بدهد، او تندی و خشونت بی حدّ می*كند، این بی*تحمّلی به خرج می*دهد، همه*اش ایراد دارد، خشونت او هم ایراد دارد، سركشیِ این هم ایراد دارد. اگر او خشونت نكند، اگر یك وقتی اشتباه كرد، این سركشی نكند، ملاحظه كنند، با همدیگر بسازند، هیچ خانواده*ای تا آخر متلاشی نخواهد شد و خانواده باقی می*ماند.[SUP]193[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] سازگاری دو طرفه
در قدیم بیشتر می*گفتند دختر باید سازگار باشد. برای پسر كأنّه[1]وظیفه سازگاری را قائل نبودند. نه! اسلام این را نمی*گوید. اسلام می*گوید كه دختر و پسر هر دو باید سازگار باشند، هر دو باید بسازند. باید بنا را بر این بگذارند كه زندگی خانوادگی را سالم و كامل و آرام و همراه با محبّت و عشقِ متقابل اداره كنند و این را ادامه بدهند و حفظ كنند. اگر چنانچه ان شاء الله این فراهم شد، كه فراهم كردنش هم با تربیتهای اسلامی مشكل نیست، این خانواده همان خانواده*ی سالمی خواهدبود كه اسلام معتقد به اوست.[SUP]194[/SUP]



[تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif]
منابع:

186. خطبه*ی عقد مورخه*ی 20/4/1370
187. خطبه عقد مورخه*ی 31/4/1376
188. خطبه*ی عقد مورخه*ی 16/1/1379
189. خطبه*ی عقد مورخه*ی 9/4/1378
190. خطبه*ی عقد مورخه*ی 19/11/1377
191. خطبه*ی عقد مورخه*ی 31/6/1371
192. خطبه*ی عقد مورخه*ی 9/4/1378
193. خطبه*ی عقد مورخه*ی 20/11/1375
194. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/5/1374




[1] مثل اینكه.
[تصویر:  image.aspx]
پاسخ
#10
[h=3]زندگی شیرین[/h]



اشاره
طراوت و شیرینیِ زندگی، محصول مهارتها و رعایتهای زن و شوهر است. جوانان عزیز ما در آغاز راه زندگی، باید خود را نیازمند تمرین فراوان برای دستیابی به تواناییهای ذهنی و رفتاری لازم در صحنه*ی زندگی مشترك بدانند. این گونه است كه زندگیِ آنان هر روز با صفاتر و شیرین*تر خواهد شد. در این رهنمود، مقتدای مهربانمان راههای دست یابی به یك زندگی خواستنی را به عزیزانشان یاد آوری می*كنند:



[تصویر:  li_star_1.gif] شكر عملی مهم است
شُكر، فقط گفتن « الهی شكر» و سجده كردن نیست. شُكر نعمت این است كه انسان نعمت را بشناسد. بداند كه این نعمت را خدا به او داده و استفاده*ی از آن نعمت و رفتار با آن نعمت را كه خدا می*پسندد، انجام دهد. این معنای شكر نعمت است.
اگر چنانچه « شكراً لله» بگویید امّا دلتان با مفاهیمی كه گفتم آشنا نباشد، این شكر نیست ... ازدواج هم یك نعمت خدادادی است. خدای متعال این همسرِ خوب را برای شما فراهم كرده است، پس باید به شایستگی شُكر این نعمت را بجا آورید.[SUP]195[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] اسرار زندگی را محكم نگهدارید
زن و شوهر باید راز هم را حفظ كنند، زن نباید راز شوهر را پیش كسی بازگو كند. مرد هم مثلاً نرود پیش رفقایش در باشگاه یا مثلاً فلان مهمانی و ... راز همسرش را بازگو كند، حواستان جمع باشد، اسرار هم را محكم نگه دارید تا زندگی ان شاء الله شیرین و مستحكم شود.[SUP]196[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif]غمخوار هم باشید
كمك واقعی این است كه دو نفر غمها را از دل هم بر طرف كنند. هر كسی در دوره*ی زندگیش، گرفتاری و مشكل و غمی پیدا می*كند و ممكن است دچار ابهام و تردید بشود. آن دیگری در چنین موقعیتی، باید به كمك همسرش بشتابد و به او كمك كند. غم را از دل او بردارد. او را راهنمایی كند و اشتباه و خطای او را بر طرف نماید.[SUP]197[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] ساده زیستی و میانه روی
زندگی را ساده بردارید، البته ما خیلی هم اهل زهد و تقوا نیستیم. خیال نكنید. آن سادگی كه ما می*گوییم، آن سادگی زُهّاد و عُبّاد و اینها نیست. سادگی به نسبت این كارهایی است كه مردمِ امروز می*كنند. و الّا نه، سادگی ما را اگر چنانچه آن مردان خدا بیایند نگاه كنند شاید هزار تا ایراد هم به آنچه كه ما سادگی می*دانیم بگیرند.[SUP]198[/SUP]
زندگیتان را بر پایه*ی اسراف قرار ندهید، زندگی را ساده قرار دهید. زندگی را آن طوری كه خدای متعال می*پسندد قرار دهید و از طیّبات الهی بهره*مند شوید بر حسب اعتدال و عدالت. هم اعتدال و میانه*روی و هم عدالت. یعنی ملاحظه*ی انصاف را بكنید، ببینید دیگران چطوری*اند. خیلی بین خودتان و دیگران فاصله درست نكنید.[SUP]199[/SUP]
یكی از موجبات سعادت خانواده*ها و اشخاص، این است كه تقیّدات زاید و تجمّلات زیادی و پرداختن بیش از اندازه*ی لازم به امور مادی، از زندگیها دور شود. لااقل بخش اصلیِ زندگی محسوب نشود. یك چیز حاشیه*ای، یك كنار باشد. زندگی را از اوّل باید ساده برداشت و محیط زندگی را باید محیط قابل تحمّلی كرد.[SUP]200[/SUP]
ساده زندگی كردن منافاتی با رفاه هم ندارد. آسایش هم كه اصلاً در سایه ساده زندگی كردن است.[SUP]201[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] مسابقه*ی بدون برنده
اسیر تجمّلات و تشریفات و چشم و هم چشمی نشوید. خودتان را در دام مسابقه*ی مادی در امر زندگی نیندازید. هیچ كس در این مسابقه، خوشبخت و كامیاب نمی*شود. این ظواهرِ زرق و برق*دارِ زندگی شخصی، اینها هیچ كدام انسان را نه خوشبخت می*كند، نه دلشاد و راضی می*كند. اصلاً انسان هر چه گیرش می*آید، باز چیز بیشتری را می*خواهد. در حسرت یك چیز بهتری است. در شرع مقدس هست ـ العفاف و الكفاف ـ. به همان زندگی كه بشود گذراند و انسان محتاج كسی نباشد و در عسرت نباشد. این جور پیش ببرید.[SUP]202[/SUP]
زندگی تشریفاتی، زندگی تجمّلاتی، زندگی اشراف منشی، زندگی پُرخرج و زندگی مصرفی، انسانها را بد بخت می*كند. این خوب نیست. زندگی باید كفاف و راحت بگذرد نه پُرخرج و مُسرفانه. این دو تا را بعضیها چرا با هم اشتباه می*كنند؟با كفاف یعنی محتاج كسی نباشد و بتوانند زندگیشان را اداره كنند، بدون احتیاج به هیچ كس. دلخوشی هم باید داشته باشند و الّا زندگی با درآمدِ زیاد و مخارج زیاد و تشریفات كه خوب نیست. اینها اصلاً راحتی نمی*آورد، دلخوشی نمی*آورد.[SUP]203[/SUP]
اوّل زندگی را ساده بردارید، هر چه می*توانید در این جهت سعی كنید. البتّه، اعتقاد نداریم كه افراد بایستی بر عیال خودشان، بر نزدیكان خودشان سخت گیریهای تنگ نظرانه بكنند. این عقیده را نداریم، اما عقیده داریم كه همه از روی عقیده و ایمان و عشق و دل خودشان به یك حدی قانع باشند.[SUP]204[/SUP]
زندگی را ساده بگیرید، خودتان را اسیر تشریفات نكنید. اگر از اول وارد مسابقه تشریفات شدید، دیگر رها شدن از آن سخت است. حالا هم جمهوری اسلامی است. اگر كسی بخواهد ساده زندگی كند می*تواند. یك روزی بود كه نمی*شد، سخت بود. اگر چه بعضی به دست خودشان مشكل می*كنند. در لباسشان، در مسكنشان، در تجمّلاتشان، همه را بر خودشان سخت می*كنند.[SUP]205[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] قناعت برای همه مفید است
به شما عرض می*كنم: ما شما را دعوت نمی*كنیم به زُهد سلمان و ابوذر. بین امثال من و شما با سلمان و ابوذر فاصله خیلی زیادی است. ما هرگز ـ نه من و نه شما ـ طاقت آن چیزها را و آن علوّ و عروج و آن والایی را نداریم كه بخواهیم خودمان را به آن چیزها برسانیم. یا مثلاً فرض كنید كه آرزوی آن را حتی در دلمان بیاوریم. امّا من این را عرض می*كنم كه اگر بین ما و آنها، زندگی ما و زندگی آنها، هزار درجه فاصله است، می*شود این هزار درجه را، ده درجه، بیست درجه، صد درجه كم كرد. خودمان را به زندگی آنها نزدیك كنیم.[SUP]206[/SUP]
قناعت كنید، از قناعت خجالت نكشید. بعضیها خیال می*كنند كه قناعت مال آدمهای تهیدست و فقیر است و اگر آدم داشت، دیگر لازم نیست قناعت كند. نه، قناعت یعنی در حدّ لازم، در حد كفایت، انسان توقّف كند.[SUP]207[/SUP]
توقّعات مادّیِ زیاد و بالا، موجب تنگی معیشت و موجب ناراحتی خود انسان می*شود، اگر انسان توقّع خودش را از زندگی توقّع كمی قرار دهد، این مایه*ی سعادت خواهد بود. نه فقط برای آخرت انسان خوب است، كه برای دنیای انسان هم خوبست.[SUP]208[/SUP]
سعیتان را بگذارید بر زندگی ساده و به دور از اشرافی*گری، بر زندگی*ای كه منطبق باشد بر زندگی متوسط مردم. نمی*گویم پایین*ترین مردم، متوسط مردم، نگاه نكنید به مسابقه مادّی گری. مسابقه هست. چنانچه در راه بهشت خدا مسابقه هست، در راه بهشت خیالی دنیا هم مسابقه هست. برای تجمّلاتش، برای مقام و قدرتش، برای اسم در آوردن و معروف شدنش، مسابقه هست. این مسابقه، مسابقه ناسالمی است ... هر كدام كه بخواهید به این مسابقه وارد شوید آن دیگری مانع شود و به عنوان یك ناصح با شما عمل كند.[SUP]209[/SUP]
در همه*ی مراحل بایستی میانه روی و قناعت و گرایش به روش متواضعانه و فقیرانه را فراموش نكرد كه این نظر اسلام است.[SUP]210[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] از مراسم عروسی آغاز كنید
در همه*ی امورِ زندگیتان سادگی را رعایت كنید. اوّلش هم از همین مراسم ازدواج است، از این جا شروع می*شود. اگر ساده برگزار كردید، قدم بعدی*اش هم می*شود ساده و الّا شما كه رفتید آن مجلس كذاییِ مثل اعیان و اشرافهای زمان طاغوت را درست كردید، بعد دیگر نمی*توانید بروید توی خانه*ی كوچكی مثلاً با وسایل مختصری زندگی كنید. این جور نمی*شود دیگر. چون خراب شده و از دست رفته است. از اوّل، زندگی را پایه*اش را بر اساس سادگی و ساده زیستی بگذارید تا زندگی بر خودتان، بر كسانتان و بر مردم جامعه ان شاء الله آسان شود.[SUP]211[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] حالِ پدر و مادر را رعایت كنید
متأسفانه این پرداختن به تشریفاتِ ازدواج و مهریّه*های گران و جهیزیّه*های سنگین و مجالس آنچنانی خیلی اخلاقها را فاسد كرده است! شما دخترها و پسرها كه عروس و داماد می*شوید، پیشقدم شوید. بگویید ما این جوری نمی*خواهیم، به این زیادی نمی*خواهیم. وقتی جامعه مشكل دارد وقتی در جامعه فقیر هست باید انسان ملاحظه كند.[SUP]212[/SUP]
ما به دخترها و پسرها سفارش می*كنیم اصرار نكنید. زیاده نخواهید. پدر و مادرها را زیر فشار قرار ندهید تا در رو در بایستی بمانند ... این چیزها را بریزید دور. اصل، یك حادثه انسانی است. آن چیست؟ زناشویی، انسانی*ترین كارهای دنیاست. این را مادی و پولی نكنید، آلوده*اش نكنید.[SUP]213[/SUP]
اگر دختر و پسر اهل قناعت و ساده زیستی باشند، بزرگترها هم مجبور می*شوند از آنها تبعیت كنند.[SUP]214[/SUP]


[تصویر:  li_star_1.gif] حجاب و عفاف
اسلام كه راجع به حجاب حرف می*زند، آیات قرآن كه راجع به حجاب حرف می*زند، راجع به حدود زن و مرد با یكدیگر دستور دارد، این به خاطر خود مردم است، به خاطر همین خانواده*هاست. همین دخترهای جوان كه شوهرشان را می*خواهند از دست ندهند، این پسرهای جوان كه زن محبوبشان را می*خواهند از دست ندهند، این، بدون حجاب و بدون رعایت نمی*شود، آیاتِ قرآن این طور حكمت آمیز و عمیق است.[SUP]215[/SUP]
این محرم و نا محرمها، این حجاب و حفظ زن، این « قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ... و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهنّ[1]»، چشمهایتان را به هر منظره*ای باز نكنید، به هر چیزی نگاه نكنید تا به هر طرفی كشانده نشوید این برای چیست؟ این برای این است كه این زن و شوهر به هم مهربان و وفادار بمانند. آن مردی و آن زنی كه در جوامع فاسد دنیا به هر جا رسیدند، به هر گذرگاهی كه رفتند، هر طور دلشان خواست سوء استفاده كردند و اختلاط پیدا شد، دیگر برای آنها محیط خانوادگی چقدر اهمیت پیدا خواهد كرد؟ هیچ. اسمش را هم گذاشته*اند آزادی كه اگر این آزادی باشد، بزرگترین بلیه*های بشر محسوب می*شود. آن مردی كه هر طور دلش بخواهد به هر طرف متمایل باشد به طرف زنها، عِنانی ندارد، حفاظی ندارد و آن زنی كه با حیا و عفاف و حجاب انسانی آراسته نیست، حفاظی ندارد، چنین زن و مردی برای زن خودشان، بریا شوهر خودشان احترامی و اهمیّتی قائل نیستند. در اسلام، یك زن و مرد در مقابل هم مسئول هستند و به هم علاقه*مندند. به هم محتاج و وابسته*اند. یك سلسله*ی عظیم و طولانی كه از احكام ناشی می*شود از چیست؟ از اینكه می*خواهند خانواده محكم بماند و این زن و شوهر به هم خیانت نكنند و با هم باشند.216



[تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif][تصویر:  li_star_1.gif]
منابع:

195. خطبه*ی عقد مورخه*ی 16/1/1379
196. خطبه*ی عقد مورخه 24/1/1378
197. خطبه*ی عقد مورخه*ی 2/9/1378
198. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/5/1374
199. خطبه*ی عقد مورخه*ی 8/3/1372
200. خطبه*ی عقد مورخه*ی 8/3/1372
201. خطبه*ی عقد مورخه*ی 18/4/1377
202. خطبه*ی عقد مورخه*ی 20/7/1377
203. خطبه*ی عقد مورخه*ی 2/1/1378
204. خطبه*ی عقد مورخه*ی 12/9/1377
205. خطبه عقد مورخه*ی 13/10/1377
206. خطبه*ی عقد مورخه*ی 17/11/1379
207. خطبه*ی عقد مورخه*ی 1/1/1376
208. خطبه*ی عقد مورخه*ی 21/12/1379
209. خطبه*ی عقد مورخه*ی 3/6/1375
210. خطبه*ی عقد مورخه*ی 22/9/1380
211. خطبه*ی عقد مورخه*ی 13/6/1374
212. خطبه*ی عقد مورخه*ی 14/9/1372
213. خطبه*ی عقد مورخه*ی 8/11/1372
214. خطبه*ی عقد مورخه*ی 28/9/1374
215. خطبه*ی عقد مورخه*ی 11/5/1375
216. خطبه*ی عقد مورخه*ی 12/9/1377




[1] سوره*ی نور، آیه*ی 31.
[تصویر:  image.aspx]
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان