درود مهمان گرامی! ثبت نام

این یک اطلاعیه همگانی است!

آمار انجمن
برترين سپاس شده ها
صلحاء 4
مهناز 2
saba80 0
Ayda.kimi 0
سلاله 0
جديدترين کاربران
Ayda.kimi 6-26
fns4565 6-23
saber1350 6-11
amin_parsian78 5-27
noyasystem 5-15
بيشترين پاسخ ها
  حرف های خودما... 2528
  عکس روز 1083
  شعر 782
  ختم صلوات روز... 694
  اخبار 648
برترين ارسال کنندگان
asalkhatoon 18578
صلحاء 11629
مهناز 10955
آبجی مرجان 9249
اعظم بانو 4712
بيشترين بازديدها
  حرف های خودما... 291555
  عکس روز 201238
  بازي با كلمات... 188026
  اولين كلمه اي... 185155
  اخبار 113884
برترين اعتبارگيرنده ها
administrator 0
صلحاء 0
saba80 0
مهنا 0
سلاله 0
آخرين ارسال ها
موضوع تاريخ, زمان  نويسنده آخرين ارسال کننده انجمن
  مشکل با موضوع رقص دخترم 5-2, 15:58 ناز بانو ناز بانو هر چه می خواه...
  پیشنهادات برای پر رونق شد... 12-7, 19:42 باران20 باران هر چه می خواه...
  خیرات اموات 12-7, 19:35 صلحاء باران هر چه می خواه...
  صیغه موقت 12-5, 19:00 باران باران هر چه می خواه...
  احكام كودك در هفته اول تو... 12-5, 18:23 صلحاء باران شیرخوارگی
  علت دعوای عروس و مادر شوه... 12-5, 18:09 صلحاء باران ایین همسرداری
  سیاست های زنانه 12-5, 17:58 صلحاء باران ایین همسرداری
  لباس عید 12-5, 15:26 yafa yafa بچه داری
  نرم افزار سایت ساز 11-9, 13:31 SaaRaa SaaRaa " ارائه نرم ا...
  حرف های خودمانی 10-25, 12:31 مهناز SaaRaa حرف های خودما...
  اوتمیل 10-10, 10:36 مهناز مهناز صبحانه و دسر


امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
علت دعوای عروس و مادر شوهر
#21
ذاکره نوشته است:من مادرشوهرمو دوست دارم اما چرا الکی بگم؟ مادرشوهرم منو خیلی دوست نداره. به بهانه های مختلف دختری که می خواسته قبلا برای پسرش رو بگیره نشونم می ده. یا مدام وقتی میاد خونمون بهم می گه این کارم غلطه این کارم درسته. بیشتر وقتها هم به تمام وسایلم سر کشی می کنه. حتی داخل کیفم رو هم می گرده. من همه رو چشم پوشی می کنم به خاطر اینکه مادره. و خوب پسر گلی تربیت کرده که الان شوهر منه. اما خوب بیشتر وقتها بعد از اینکه برگشتم خونه یا ایشون از خونه ام می ره یواشکی توی دستشویی خونه دور از چشم شوهرم گریه می کنم تا سبک بشم. به خصوص اوایل که بهم حرفهای تندی هم می زد. اما الان دیگه تقریبا به من احترام یم گذارن. تقریبا منو پذیرفتن. ولی خوب من معتقدم باید صبور باشم. اون بنده خدا هم از سر دلسوزی اینجوری می کنه. و خوب من خیلی زود رنجم و حساس که نباید باشم. و صد البته مطمئنم رفتارهایی هم من داشتم که خودم متوجه نبودم و باعث آزردگی خاطر ایشون شدم. گاهی با خودم فکر می کنم تفاوت فرهنگی شدید من و مادرشوهرم به خصوص در مسائل اعتقادی و دینی باعث این مشکلات می شه. و همین دلیلی بود که همسرم حاضر نشد با دختری که ایشون می گفت ازدواج کنه و دنبال دختر مذهبی می گشت.

عزیزم 2 و 3 سال اول زندگی مشترک یه کم صبوری میخواد حتی زن و شوهرم تو این مدت یه کم با رفتار هم نا اشنا هستن
بالاخره دو انسان متفاوتن
اما مادر شوهرا اصولا ادمای خوبین ولی این اسم مادر شوهر یه جوریه مخصوصا اگه پسرشون عاشقانه همسرشو دوست داشته باشه
مادر شوهر چون بالاخره مادره دیگه یه کم براش سخته کم کم عادت میکنه
پاسخ
#22
اگه همه عروسا یه کم صبور باشن و تحمل کنن
به نظرم رابطشون بهتر و بهتر میشه
به قول همسرم:
خوبی هیچ وقت گم نمیشه
پاسخ
#23
آره ذاکره جون
اما کاری که تو باید بکنی اینه که اصلا خودت و ناراحت نکنی و گریه نکنی
هر وقت یه چیزی گفت پیشه خودت ب
و آخی نازی اینم مادره دیگه مادر ها هم گاهی اشتباه میکنن
مهم اینه که شوهرت دوستت داره و پشتت وایساده
سعی کن وقتی میبینیشون فکرت مشغول باشه تا خیلی از حرفهاشون ناراحت نشی و لزومی نداره از هر اتفاقی که برات می اوفته باخبرشون کنی
گاهی دیگران نسخه ای برای زندگیه ادم میپیچن که اصلا به درد نمیخوره هیچ بدتر هم هست
بالاخره تو نظره اون تو کسی هستی که باهات موافق نبوده و فکر میکنه باعث شدی پسرش با حرفه مادرش مخالفت کنه
به نظره من محبت زیادی اثری نداره !! تازه بیشتر باعث دوریه اونا از تو میشه اما سعی کن همیشه خوب باشی بدون انتظار بازگشت خوبی هات تا کتر اذیت بشی ! باید بجا محبت کنی بجا رفت و امد کنی
دوستت دارم :-*
.<br />.<br />عجب صبری خدا دارد !<br /><br />اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان، هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ، آواره و دیوانه میکردم
پاسخ
#24
کتایون جون و صلحا جون ممنونم از راهنمایی های خوبتون. :-* منم شما رو دوست دارم.
مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم/ هوا داران کویش را چو جان خویشتن دارم
پاسخ
#25
خواهش میکنم Big Grin انشالله که به دردت بخوره
.<br />.<br />عجب صبری خدا دارد !<br /><br />اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان، هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ، آواره و دیوانه میکردم
پاسخ
#26
کتایون نوشته است:چرا بخندیم؟
منم خیلی مادر شوهرمو دوست دارم
انشالله زود برگرده
منم همینطور
«شکوه دنیوی»
شکوه دنیا همچون دایره ای است بر روی آب
که هردم بر پهنای خود می افزاید
و در منتهای وسعت هیچ می شود.

ویلیام شکسپیر – هنری ششم، 1، 2
Vanity of Glory
Glory is like a circle in the water
Which never ceaseth to enlarge itself
Till by broad spreading it disperse to nought
Shakespear, King Henry VI, I, II

بر گرفته از کتاب «در قلمرو زرین»
به قلم حسین الهی قمشه ای

پاسخ
#27
ذاکره نوشته است:کتایون جون و صلحا جون ممنونم از راهنمایی های خوبتون. :-* منم شما رو دوست دارم.
خواهش میشه خانمی
پاسخ
#28
مهناز نوشته است:
کتایون نوشته است:چرا بخندیم؟
منم خیلی مادر شوهرمو دوست دارم
انشالله زود برگرده
منم همینطور
عجب نوشابه پر گازی ;D
.<br />.<br />عجب صبری خدا دارد !<br /><br />اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان، هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ، آواره و دیوانه میکردم
پاسخ
#29
من فکر نمیکنم بتونم این رفتارهارو تحمل کنم
خوب تحملی داری ذاکره جون
«شکوه دنیوی»
شکوه دنیا همچون دایره ای است بر روی آب
که هردم بر پهنای خود می افزاید
و در منتهای وسعت هیچ می شود.

ویلیام شکسپیر – هنری ششم، 1، 2
Vanity of Glory
Glory is like a circle in the water
Which never ceaseth to enlarge itself
Till by broad spreading it disperse to nought
Shakespear, King Henry VI, I, II

بر گرفته از کتاب «در قلمرو زرین»
به قلم حسین الهی قمشه ای

پاسخ
#30
مهناز جان نبینم دیگه ازین حرفا بزنی مادر ;D
.<br />.<br />عجب صبری خدا دارد !<br /><br />اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان، هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ، آواره و دیوانه میکردم
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان