مختصری از ویکی وی بی در طی چندین سال فعالیت
انجمن گفتگو بانوان مسلمان ایران مرجع تخصصی ویبولتین ویکی وی بی در سال 1391 تاسیس شده است و افتخار میکند که تا کنون توانسته به نحو احسن جدید ترین آموزش ها و امکانات را برای وبمستران میهن عزیزمان ایران به ویژه کاربران ویبولتین به ارمغان بیاورد . آنچه که ویکی وی بی را نسبت به دیگر مراجع ویبولتین در ایران متفاوت میسازد کیفیت خدمات و پشتیبانی به صورت رایگان و با سرعت بالا می باشد.
آخرین محصولات فروشگاه انجمن
بخش ابزار ویکی وی بی بخش ابزار ویکی وی بی

این بخش مورد نیاز وبسایت های ابزاردهی یا وبسایت های خدمات وبمستری هست

بخش ابزار ویکی وی بی بخش ابزار ویکی وی بی

این بخش مورد نیاز وبسایت های ابزاردهی یا وبسایت های خدمات وبمستری هست

بخش ابزار ویکی وی بی بخش ابزار ویکی وی بی

این بخش مورد نیاز وبسایت های ابزاردهی یا وبسایت های خدمات وبمستری هست

تبلیغات متنی شما در این بخش
  • ویکی وی بی

    لذت تجربه متفاوت ترین مرجع ویبولتین در ایران

    مشاهده وب سایت
  • گروه طراحی پژوهشگران

    زیبا ترین و متفاوت ترین طراحی ها را با ما تجربه کنید

    مشاهده وب سایت
  • ویکی وی بی

    لذت تجربه متفاوت ترین مرجع ویبولتین در ایران

    مشاهده وب سایت
  • گروه طراحی پژوهشگران

    زیبا ترین و متفاوت ترین طراحی ها را با ما تجربه کنید

    مشاهده وب سایت
محل تبلیغات در ویکی وی بی ، تبلیغات هزینه نیست ، سرمایه است !
http://www.rtl-theme.com/author/websaz?aff=websaz
صفحه 1 از 2 12 آخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18
  1. #1
    asalkhatoon آواتار ها
    تاریخ عضویت
    2010-8-15
    نوشته ها
    18,394
    حالت من
    Ashegh

    شعرهای کودکانه قدیمی

    عمو زنجیرباف !

    بله !

    زنجیر منو بافتی ؟

    بله !

    پشت کوه انداختی ؟

    بله!

    بابا اومده

    چی چی آورده ؟

    نخودچی کیشمیش

    بخورو بیا

    باصدای چی؟



  2. #2
    asalkhatoon آواتار ها
    تاریخ عضویت
    2010-8-15
    نوشته ها
    18,394
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : شعرهای کودکانه قدیمی

    توپولویم توپولو ٬

    صورتم مثل هلو٬

    چشم و ابروم سیاهه٬

    قد و بالام کوتاهه٬

    مامان خوبی دارم٬

    میشینه توی خونه٬

    میدوزه دونه دونه٬

    ٬پیرهن چین دار منو٬

    میپوشم خوشگل میشم

    مثل یه دسته گل میشم



  3. #3
    asalkhatoon آواتار ها
    تاریخ عضویت
    2010-8-15
    نوشته ها
    18,394
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : شعرهای کودکانه قدیمی

    رفتم به باغی

    دیدم کلاغی

    کلاغ زاغی

    سنگ و برداشتم

    زدم به پایش

    پایش خون آمد

    بردمش دکتر

    دکتر دوا داد

    آب انار داد

    امروز دادم خورد

    فرداش دیدم مرد



  4. #4
    asalkhatoon آواتار ها
    تاریخ عضویت
    2010-8-15
    نوشته ها
    18,394
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : شعرهای کودکانه قدیمی

    عروسک قشنگ من قرمز پوشیده٬

    تورختخواب مخمل آبیش خوابیده،

    یه روز مامان رفته بازار اونو خریده٬

    قشنگ تر از عروسکم هیچکس ندیده٬

    عروسک من ٬چشماتو وا کن٬

    وقتی که شب شد

    ٬اون وقت لالا کن٬

    حالا بریم توی حیاط با من بازی کن

    ٬توپ بازی و شن بازی و طناب بازی کن



  5. #5
    asalkhatoon آواتار ها
    تاریخ عضویت
    2010-8-15
    نوشته ها
    18,394
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : شعرهای کودکانه قدیمی

    خرگوش من چه نازه گوشاش چقد درازه

    مثل بخاریگرمه چه خوشگل و چه نرمه

    دستاشو پیش میاره به روی هم میزاره

    میخوره برگ کاهو میپره مثل آهو



  6. #6
    asalkhatoon آواتار ها
    تاریخ عضویت
    2010-8-15
    نوشته ها
    18,394
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : شعرهای کودکانه قدیمی

    ای زنبور طلایی٬

    نیش میزنی بلایی٬

    زمستونا خوابیدی

    ٬خواب بهارودیدی٬

    پاشو پاشو بهاره

    گل واشده دوباره



  7. #7
    asalkhatoon آواتار ها
    تاریخ عضویت
    2010-8-15
    نوشته ها
    18,394
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : شعرهای کودکانه قدیمی

    "یه توپ دارم قلقلیه

    سرخ و سفید و آبیه

    می زنم زمین، هوا میره

    نمی دونی تا کجا میره

    من این توپو نداشتم

    مشقامو خوب نوشتم

    بابام بهم عیدی داد

    یه توپ قلقلی داد"



  8. #8
    asalkhatoon آواتار ها
    تاریخ عضویت
    2010-8-15
    نوشته ها
    18,394
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : شعرهای کودکانه قدیمی

    جوجه جوجه طلائي

    نوكت سرخ و حنائي

    تخم خود را شكستي

    چگونه بيرون جستي

    گفتا جايم تنگ بود

    ديوارش از سنگ بود

    نه پنجره ، نه در داشت

    نه كسي ز من خبر داشت

    دادم به خود يك تكان

    مثل رستم پهلوان

    تخم خود را شكستم

    اينگونه بيرون جستم



  9. #9
    asalkhatoon آواتار ها
    تاریخ عضویت
    2010-8-15
    نوشته ها
    18,394
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : شعرهای کودکانه قدیمی

    تاب تاب ، عباسی

    خدا منو نندازی

    اگه می خوای بندازی

    بغل مامان- بابا بندازی



  10. #10
    asalkhatoon آواتار ها
    تاریخ عضویت
    2010-8-15
    نوشته ها
    18,394
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : شعرهای کودکانه قدیمی

    یک روز یه آقا خرگوشه

    رسید به یه بچه موشه موشه


    موشه دوید تو سوراخ



    خرگوشه گفت : آخ


    وایسا، وایسا، کارت دارم

    من خرگوش بی آزارم


    بیا از سوراخت بیرون

    نمی خوای مهمون


    یواش موشه اومد بیرون

    یه نگاهی کرد به مهمون

    دید که گوشاش درازه

    دهنش بازه، بازه


    شاید می خواد بخوردم

    یا با خودش ببردم


    پس می رم پیش مامانم

    آنجا می مونم


    مادر موشه عاقل بود

    زنی با هوش و کامل بود


    یه نگاهی کرد به مهمون

    گفت ای بچه جون!



    این خرگوشه

    خیلی خوب و مهربونه


    پس برو پیشش سلام کن

    بیارش خونه




صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •