نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: *شگفتی های آفرینش(توحيد مفضّل)*

  1. #1
    صالحه مستور آواتار ها
    تاریخ عضویت
    2011-4-03
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    791
    سطح
    1
    Points: 791, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پیش فرض *شگفتی های آفرینش(توحيد مفضّل)*

    « بسم الله الرَّحمن الرَّحیم »


    شگفتي هاي آفرينش از زبان امام جعفر صادق (ع)


    ( ترجمه توحید مُفضّل )



    از آنجا كه « مفضّل بن عَمر » راوى اين كتاب است و كسى است كه امام صادق (ع ) او را سزاوار حمل اين اسرار و معارف دانسته

    و اين شگفتيها و عجايب خلقت را بر او املا فرموده ، هر قدر كه جايگاه رفيعش بيشتر روشن شود، بر اعتبار كتاب نيز افزوده مى شود.


    شرح حال كوتاهى از « مفضل بن عمر »


    نامش « مفضل » ، نام پدر « عَمر » و كنيه اش « ابو محمد » يا « ابو عبدالله » است . (1)

    در اواخر قرن اول يا آغاز قرن دوم هجرى در شهر كوفه به دنيا آمده است . (2)

    وى از اصحاب جليل القدر امام صادق (ع) و امام كاظم (ع) بوده است . (3) او در نزد ائمه (ع) از جايگاه رفيع و منزلت عظيمى

    برخوردار بوده و از اصحاب خاص آنان به شمار مى رفته است . (4)

    در عصر امام صادق (ع ) و امام كاظم (ع ) در ميان مردم كوفه ، « وكيل » آنان بوده و نيز از جانب امام صادق (ع ) وظيفه داشت

    با اموالى كه از طرف او در اختيارش گذاشته شده بود و يا اجازه اخذ آنها را از مردم داشت ، ميان مردم را اصلاح كند و اختلافها را

    بردارد. (5) در اين باره در كتاب شريف « كافى » داستانى شيرين و واقعى بيان شده كه مجال ذكر آن نيست اما خوب است كه

    خوانندگان آن را بخوانند. (6)



    جايگاه رفيع « مفضل » در روايات


    مهمترين دليل عظمت اين شخصيت كم نظير اسلامى ، روايات بسيارى است كه در فضيلت و برترى او از خود امامان (ع) رسيده

    است . اين روايات به قدرى زياد است كه ذكر همه آنها در اين مقدمه نمى گنجد، اما چون مهمترين دليل ما در اعتبار اين مرد جليل

    القدر به شمار مى رود، (7) ناچاريم كه به برخى از آنها اشاره كنيم :

    1 - شيخ مفيد، با سند صحيح از امام صادق (ع ) نقل مى كند:

    « اى مفضل ! به خدا سوگند تو را و دوستدار تو را دوست دارم . اى مفضل ! اگر همه اصحاب من آنچه را كه تو مى دانى مى دانستند،

    هيچ گاه ميان دو كس از آنان اختلافى رخ نمى داد. » (8)


    2- « محمد بن سنان » (9) مى گويد:

    « به خدمت امام كاظم (ع ) شرفياب شدم . در اين هنگام فرزند بزرگوارش ، على بن موسى (ع) در نزد او بود. امام كاظم (ع ) به من

    فرمودند : اى محمد! عرض كردم : بله بفرماييد. فرمود: اى محمد! مفضل انيس و همدم و راحتى بخش من بود و تو نيز همدم و باعث

    راحتى آن دو ( امام رضا و جواد عليهما السلام ) هستى . » (10)


    3- « كلينى » رضوان الله عليه در كتاب گرانقدر « كافى » با چند واسطه ، از ابن سنان و او از مفضل نقل مى كند:

    « امام رضا (ع ) فرمودند : هرگاه ميان دو نفر از شيعيان ما منازعه اى رخ داد با مال من بين آنان آشتى برقرار كن . » (11)


    4- « يونس بن يعقوب » مى گويد:

    « امام صادق (ع ) فرمانم داد كه به نزد مفضل بروم و مرگ اسماعيل (ع ) را به او تسليت بگويم . آنگاه امام (ع ) فرمودند : به مفضل

    سلام برسان و به او بگو : مصيبت مرگ اسماعيل بر ما وارد شد و صبر كرديم ؛ تو نيز چون ما در اين مصيبت صابر باش . ما چيزى

    خواستيم و خدا چيزى ديگر اراده كرد و ما تسليم امر خداى جل و علا شديم . » (12)


    مرحوم خويى رضوان الله عليه در كتاب گرانقدر « معجم رجال الحديث » در ذيل اين حديث مى گويد:

    « اين روايت نشان از شدت علاقه امام صادق (ع ) به مفضل بن عمر دارد و روايت ، صحيح است . » (13)



    5- « فيض بن مختار » (14) مى گويد:

    « به امام صادق (ع ) عرض كردم : جانم فداى شما باد. من هرگاه كه در ميان گروههاى دانشمندان كوفه مى نشينم ، از بس در

    ميانشان اختلاف عقيده مى بينم ، گاه در ترديد مى افتم ، ولى هنگامى كه به « مفضل بن عمر » روى مى آوردم ، مرا چنان آگاه

    مى كند كه راحت مى شوم و دلم آرام مى گيرد.

    امام صادق (ع ) فرمودند : بله اى فيض ! حقيقت چنان است كه مى گويى .» (15)



    6- « هشام بن احمد » مى گويد:

    « در يك روز گرم و سوزان ، در زمينى كه امام صادق (ع ) در آن مشغول كار بودند و عرق از سينه مباركشان سرازير بود، به خدمت آن

    حضرت رسيدم تا درباره « مفضل بن عمر » بپرسم . پيش از آنكه حرفى بزنم ، امام (ع ) فرمودند : به خدايى كه جز او خدايى نيست ،

    « مفضل بن عمر جعفى » مرد خوبى بود. آنگونه كه من شمردم ، امام (ع ) سى و چند بار اين عبارت را همچنان تكرار كرد. » (16)



    براستى كه تنها يكى از اين احاديث كافى است كه نشان از عظمت و جايگاه والاى اين مرد بزرگ باشد.

    اميدواریم كه با شتاب از احاديث نگذرید و با تفكر و تدبر در آنها بخوبى از جايگاه مفضل آگاه گردید.


    _________________________________________________

    1- الذريعة الى تصانيف الشيعة ، ج 4، ص 482.
    2- توحيد المفضل با مقدمه و تعليقه هاى آقاى ((كاظم مظفر))، ص 4.
    3- رجال شيخ طوسى ، در اصحاب امام صادق (ع )، ص 314 و اصحاب امام كاظم (ع )، ص 360.
    4- الارشاد فى معرفه حجج الله على العباد، ص 208.
    5- اصول كافى ، ج 2، ص 209.
    6- اصول كافى ، ج 2، كتاب الايمان و الكفر، باب اصلاح بين مردم ، ص 209.
    7- اعتبار كتاب را منوط به اعتبار او ندانستيم ؛ زيرا به تعبير مرحوم مجلسى كه در آينده مى آيد، متن كتاب بخوبى گوياست كه سخنان
    معصوم (ع) است و حتى ضعف راوى و...زيانى به حديث نمى رساند، بويژه آنكه حديث درباره احكام نيست و عقل در آن نقش بيشترى دارد.
    8- الاختصاص ، ص 216، حديث مفضل و آفرينش ارواح شيعيان از ائمه (ع ).
    9- محمد بن سنان در سند روايت مفضل هست و اين روايت دليل اعتبار و منزلت او در نزد امام (ع ) است .
    10- عيون اخبار الرضا (ع ) ج 1، باب 4، حديث 29.
    11- اصول كافى ، ج 2، ص 209.
    12- اصول كافى ، ج 2، كتاب الايمان و الكفر، باب صبر، حديث 16.
    13- معجم رجال الحديث ، ج 18، ص 302.
    14- از اصحاب ثقه و جليل القدر امام صادق (ع ) بوده است . نگاه كن به : منتهى الامال ، ج 2، اصحاب امام صادق (ع ) ص 320.
    15- معجم رجال الحديث ، ج 18، ص 303، به نقل از رجال كشى .
    16- رجال كشى ، شرح حال مفضل بن عمر جعفى .





    منبع: سایت اعتقادات
    دشمن دانا که غم جان بود / بهتر از آن دوست که نادان بود

  2. #2
    صالحه مستور آواتار ها
    تاریخ عضویت
    2011-4-03
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    791
    سطح
    1
    Points: 791, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 0 در 0 پست

    پیش فرض پاسخ : *شگفتی های آفرینش(توحيد مفضّل)*

    [size=10pt][size=10pt]گفتگوى مفضّل و ابن ابى العوجاء[/size][/size]

    « محمد بن سنان » از « مفضل بن عمر » نقل مى كند:

    پايان روز بود. در « روضه » ، ميان قبر و منبر رسول خدا (ص) نشسته بودم و درباره شرافت و فضيلتهاى خدادادى و برترى جايگاه رفيعش

    كه جمهور امت نسبت به آنها آگاه نبودند، مى انديشيدم .

    در اين حال بودم كه ناگاه « ابن ابى العوجاء » وارد شد و در جايى نشست كه مى توانستم سخنش را بشنوم . آنگاه يكى از يارانش نزد او

    رسيد و نشست . ابن ابى العوجاء لب به سخن گشود و گفت : « بى شك ، صاحب اين قبر در تمام حالاتش به منتها درجه كمال ، شرافت

    و عظمت رسيده بود . »

    همراه او گفت : « او فيلسوفى بود كه دعوى مرتبه اى بس عظيم و منزلتى بس بزرگ داشت و بر اين ادعاى خود معجزاتى آورد كه عقلها

    را مغلوب و فهمها را ناتوان و سرگشته نمود. خرد پيشگان براى درك حقيقت آنها در درياى خروشان انديشه فرو رفتند و سرگشته و ناكام و

    تهيدست باز آمدند.

    آنگاه كه انديشمندان و فصيحان و خطيبان دعوتش را به جان پذيرفتند، مردم ديگر، گروه گروه به دينش درآمدند. بام او با نام خداى جل و علا

    قرين گشت و روزانه پنج بار در اذان و اقامه اين فرياد از ماءذنه عبادتگاهها و هر جايى كه دعوت و حجت الهى او بدانجا راه يافته بود در دشت

    و صحرا و كوه و دريا به هوا خاست ... تا هر ساعت يادش تازه ماند و رسالتش به خموشى نگرايد.»

    ابن ابى العوجاء گفت : « سخن از محمد (ص) بگذار و بگذر كه عقل من درباره او سرگشته و انديشه ام در كار او گمراه و بسته است . درباره

    راز و ريشه كار او سخن بگو كه مردم بدان سبب آن را مى پويند.»

    آنگاه بگونه اى به آغاز پديد آمدن اشيا پرداخت ، هيچ پردازش ، تدبير و تقديرى نبوده و آفرينش ، صانع و تدبيرگرى ندارد، بلكه همه چيز خود به

    خود و بدون تدبير مدبرى پديد آمده و دنيا هميشه چنين بوده و چنين خواهد بود.


    مفضل مى گويد: (با شنيدن اين سخنان ناروا) چنان به خشم و غضب آمدم كه عنان از كفم بيرون رفت و (خطاب به او) گفتم :

    « اى دشمن خدا! در دين خدايت الحاد مى ورزى و خداوندى را كه به نيكوترين صورت و كاملترين آفرينش پديد آورد

    و تو را بدين جا رسانيده ، انكار مى كنى ؟! اگر در درون خويش نيك انديشه كنى و حس * لطيف تو در خطا نيفتد، هر

    آينه براهين ربوبيت و آثار صنعت صانع را در وجودت نهفته و نشانه ها و دلايل او جل و علا را در آفرينشت روشن مى يابى .»


    ابن ابو العوجاء (پس از شنيدن آهنگ تند سخنان مفضل ) گفت :

    « اى مرد! اگر از متكلمانى ، با تو سخن مى گوييم ، در صورتى كه (بر ما چيره شدى و) حق را نزد تو يافتيم ، از تو پيروى خواهيم كرد. اما اگر

    از اينان نيستى هيچ سخن مگوى . اگر از ياران و اصحاب (امام ) جعفر صادق (ع ) هستى ، بدان كه او با ما اينگونه سخن نمى گويد و همانند

    تو با ما مجادله نمى كند. او بيش از آنچه تو از ما شنيدى از ما شنيده ، اما هيچ گاه سخن را با فحش و تعدى آلوده ننموده است . او همواره در

    سخنان خود شكيبا، باوقار، انديشه گر و استوار بوده و هيچ زمانى به ستوه نمى آمد و خلقش تنگ نمى گشت و برنمى آشفت . ابتدا نيك به

    سخنان ما گوش فرا مى دهد، مى كوشد كه دليل ما را بدرستى دريابد. ما نيز همه چيز خود را به ميان مى آوريم . هنگامى كه (سخنان ما تمام

    مى شود و ) مى پنداريم او را محكوم كرديم ( و بر او چيره شديم )، ناگاه با سخنى كوتاه و اندك ( بر ما غالب مى آيد )، دليلمان را مى شكند ،

    عذرمان را مى برد و ما را تسليم دليل خود مى كند ، به گونه اى كه هيچ پاسخى در جواب به دلايلش نمى يابيم . حال اگر از ياران اويى تو نيز با

    ما چون او سخن بگو. »




    علت املاى كتاب بر مفضل


    مفضّل مى گويد:

    « در حالى كه از اين سخنان ، اندوهگين و در اين انديشه بودم كه چگونه اسلام و مسلمانان ، دچار كفر و انكار اين گروه شده اند از مسجد بيرون

    آمدم . به نزد مولايم (ع) رفتم . آن حضرت (ع) مرا شكسته دل و نگران ديدند . فرمودند : چه شده است ؟ من نيز تمام سخنانى را كه از آن گروهِ

    دهرى شنيده بودم و هم سخنان خود را بازگو كردم .



    ادامه دارد ...
    دشمن دانا که غم جان بود / بهتر از آن دوست که نادان بود

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره صلحاء
انجمن گفتگوی بانوان مسلمان ایران صلحاء در سایت ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.
هشدار!
انجمن صلحاء مختص به بانوان می باشد و عضویت آقایان در آن ممنوع می شود وکاربری متخلفان بدون هشدار قبلی پاک می شود.